عقلا بايد سخن بگويند و صاحبان عقل و خرد و نهيه بايد حرف بزنند تا نوبت به سخن جاهلان نرسد . حاكم جامعه بايد عاقل باشد تا استحكام كافى در سخن او وجود داشته باشد .
در ادامه حديث آمده است ، خداوند خطاب به عقل فرمود :
أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ ، ثُمَّ قَالَ لَهُ : أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ؛
رو بياور ! عقل روى آورد . آن گاه فرمود : روى برگردان و پشت كن ! او پشت كرد ، روى گرداند .
كنايه از اين كه اين نيروى عقل است كه خدا وقتى مىگويد : « توجه الى الواجبات و التقوى » ، انسان را به سوى واجبات و تقوا حركت مىدهد و همچنين آدمى را از زشتىها و مفاسد اخلاقى و از قبايح اعمال باز مىدارد . عقل است كه مطيع است و عاصى . عقل است كه در برابر اوامر و نواهى پروردگار يا اطاعت مىكند و يا عصيان مىنمايد . پس خداوند خطاب به عقل نموده ، قسم ياد مىكند :
وَ عِزَّتِى وَ جَلَالِى مَا خَلَقْتُ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْكَ وَ لَاأَكْمَلْتُكَ إِلَّا فِيمَنْ أُحِبُّ ؛
قسم به عزت و جلال خودم ! موجودى شريفتر و فاضلتر از تو نيافريدم و تو را به كسانى كه دوستشان دارم ، عطا خواهم كرد و آنان را كه دوست دارم ، عقل كامل خواهم داد .
در اينجا نكتهاى است كه بايد به آن توجه كرد ؛ نكتهاى بسيار دقيق و باريك و متين و حساس كه بر سر دو راهىها راهنماى آدمى است . آن نكته اين است كه اين نيروى عظيم الهى - كه به وسيله آن تمام سعادتها به دست مىآيد - بايد توسط خداوند هدايت شود و در مسير دين قرار بگيرد . عقل ، عِقال لازم دارد ؛ يعنى خود نيازمند هدايت است . شريعت ، عِقال و هادى عقل است و دين زنجير عقل است . اگر اين صفت را به حال خويش بگذاريم ، قدرت درك مسير صحيح و مستقيم را ندارد . از اين رو ، عدهاى اين نيرو را در بدترين موارد مصرف كردهاند كه خطر حركت آنان از
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 255
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٥٥