14 . اخلاق اسلامى ( عقل و اعراض عقلانى )
يكى از مطالبى كه در اين سلسله مباحث قابل توجه است ، اين است كه همچنان كه جسم انسان داراى اوصاف مادى است و براى آن عوارضى از قبيل سبكى و سنگينى ، سفيدى و سياهى ، الوان و عيوب ، گرمى و سردى و طول و عرض و عمق تصور مىشود ، موجود ديگرى نيز حال در اين موجود است ، به نام روح و روان كه آن هم داراى اعراض و صفات كثيره است ؛ منتهى چون خود روح موجودى عظيم و و الا و برتر است ، صفات آن نيز به تناسب ، برتر و والاتر است . تواضع ، شجاعت ، خضوع ، رحم ، جبن ، بخل و عجب و تكبر و . . . از جمله صفاتى است كه بر روان عارض مىشود و اين آدمى است كه به اختيار خويشتن لباس رذايل و يا فضايل را بر اندام روح خود مىپوشاند و آن را به سوى سعادت يا شقاوت سوق مىدهد .
برخى از اين صفات تكويناً بر روح عارض مىشود و در عروض برخى ديگر ، ارادهء خود آدمى مؤثر است .
از جمله صفات برجسته روح - كه عنوان بحث اين شمارهء ماست - عقل است كه بر روح عارض مىشود .
عقل عبارت از قوهء مُدركهاى است كه به واسطه عروض آن ، روح انسانى از ارواح ساير جانوران و جنبندگان متمايز مىشود . وجه امتياز عمده و اصيل روح و روان آدمى از ارواح ساير حيوانات همين صفت است .