است ، يعنى كسى كه بلايا و حوادث خويش را در پيشگاه خداوند و با محبت به او معالجه مىكند . كسى كه به مقام ربوبيت عشق مىورزد ، هرگز تندباد حوادث او را تكان نخواهد داد . شالودهء بعضى از ادعيه معروف اين است كه از لسان عاشقى فرزانه بيان شده است :
إِلَهِى مَنِ الَّذِى نَزَلَ بِكَ مُلْتَمِساً قِرَاكَ فَمَا قَرَيْتَهُ وَ مَنِ الَّذِى أَنَاخَ بِبَابِكَ مُرْتَجِياً نَدَاك ؛
خداوندا ، چه كسى است كه خاضعانه و ملتمسانه باب رحمت تو را بكوبد و تو را بخواند و تو او را اجابت نكنى ؟
عشق است كه عبادت و مناجات را در مذاق اولياء اللَّه شيرين مىنمايد :
إلهى ! أذقنى حلاوة مناجاتك ؛
خداوندا ، شيرينى مناجات خويش را به كام ما بچشان .
آن گاه ، مورچه به سخن خويش چنين ادامه داد كه : اى سليمان ، آيا مىدانى چه شده است كه خداوند باد را مركب تو قرار داده است ؟ گفت : نه . مورچه گفت : براى اين كه مىخواهد بگويد هر تشريفات و جلال و عظمتى در دنيا سوار بر مركب باد است ؛ يعنى هست و فردا نيست . متنبه باش كه خود را در برابر اين تشريفات دنيوى نبازى و شخصيت انسانى خويش را ساقط نكنى .
اصولًا تشريفات با روح مهذب سازگار نيست . از اين رو ، در روايت آمده است كه :
روزى رسول خدا نشسته و به عبادت خدا مشغول بودند ، ناگهان ديدگانشان بر پردهاى منقوش و رنگارنگ افتاد كه در مقابل ايشان به در آويخته بودند . حضرت رو به اطرافيان كرد و فرمود : « غيبه » ؛ اين پرده را از جلوى چشمان من دور كنيد كه حب دنيا را در دل و جان من وارد مىكند .
روزى خدمت امام امت بوديم . من به ايشان عرض كردم : شما فرمودهايد كه از تشريفات پرهيز شود ، ولى متأسفانه گاهى ما با دستهاى از علما رو به رو مىشويم كه اهل تشريفات هستند . ما با اين گروه چه كنيم ؟ امام از اين سخن بسيار متأثر شدند و فرمودند : اگر اهل علم بخواهد در مجارى دنيا قرار بگيرد ، از مردم جدا مىشود و
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 168
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٦٨