يا از خود گذشتگى است . اين كه انسان ديگران را در نعمت خود سهيم بداند و از آنچه دارد به افراد ديگر نيز كمك نمايد . هنگامى آيهء شريفهء « . . . وَ يُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ . . . » ، در بارهء اهل بيت نازل شد كه از آنچه داشتند ، ديگران را سهيم نمودند و الا اگر كسى چيزى نداشته باشد و در نتيجه كمكى هم به كسى ننمايد ، كار مهمّى صورت نگرفته است و يا اگر فراوان داشته باشد و اندك انفاق نمايد ، باز مهم نيست . مهم اين است كه انسان خود نيازمند باشد و به نيازمندان ديگر انفاق نمايد كه كلمه « خصاصه » ( نيازمندى ) نيز دلالت بر همين مطلب دارد .
نفس شرور همواره سعى دارد دنيا و مظاهر آن را در پيش چشمان آدمى جلوهگر كند و بدين وسيله روح و جان آدمى را از سير در عوالم معنوى غافل نمايد . و اگر اين غفلت حاصل شد ، اول انحطاط و سقوط آدمى است در منجلاب گناه و عصيان . قرآن در برخى از داستانهاى خويش اشاره به اين مسأله مىنمايد :
« حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِى النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لَا يَشْعُرُونَ » ؛
در يكى از اوقات كه سليمان و يارانش از كنار لانه مورچگان مىگذشتند ، يكى از مورچگان فرياد برآورد كه سراسيمه به لانههاى خود برويد . مبادا سليمان و لشكريانش ندانسته شما را پايمال نمايند .
باد صداى اين مورچه را به گوش سليمان رسانيد و فرمود : اين مورچه را نزد من بياوريد . هنگامى كه آن را آوردند ، حضرت فرمود : چرا نسبت ظلم به من دادى و حال آن كه مىدانى من عادلم و ظلم و جفا از من صادر نمىشود ؟ مورچه ناچيز در پاسخ سليمان جملهاى گفت كه ما بايد از آن درس بگيريم . گفت : ترسيدم جلال و كبكبه و دبدبه تو را ببينند و دلهايشان به سوى تشريفات مايل شود . آن گاه مورچه گفت : اى سليمان ، آيا مىدانى چرا پدرت را داوود ناميدهاند ؟ سليمان گفت : نه ، نمىدانم . مورچه - كه عجز سليمان را از پاسخ سؤال خويش دريافت - چنين گفت : داوود معنايش « داوى جرهه » بوده
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 167
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٦٧