تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
در اوايل طلبگى - آن گاه كه در مدرسه فيضيه تحصيل مىكرديم - روزى قبايى از بازار خريدم كه ظاهراً رنگ زيبا و جذابى داشت . چند نفر از آقايان طلاب - كه اين قبا را ديده بودند - دور من جمع شده و هر يك سؤالى مىكردند . يكى مىگفت : اين را از كجا خريده‌اى ؟ ديگرى مىپرسيد : قيمت آن چقدر است ؟ سومى مىگفت : مزد دوخت آن چه قدر شد ؟ . . . عرض كردم : آقايان ، چه قدر زود عاشق اين چيزها مىشويد ؟ چه قدر زود خود را مىبازيد ؟ لباس زيبا ، زندگى زيبا ، خانهء مجلل و . . . پوچ است ، هيچ است و ما بايد همت خويش را در موارد ديگرى ، مصروف كنيم . ثلث آخر شب ، همانطور كه وقت حمله و جهاد است ، وقت غنيمت شمردن و هنگام غنيمت بردن است . گاهِ مسابقه دوستان حق است در خيرات و مبرات و چشمان بندگان خالص خدا در آن وقت با خواب آشنايى ندارد ، بلكه با بيدارى و شب زنده دارى مأنوس است . قرآن كريم در اين ارتباط مىفرمايد : « تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ » ؛ يعنى پهلوهاى بندگان پاكيزه خدا از خوابگاه لطيف و گرم و نرم دورى مىجويد . آنان خداى خويش را با خوف و طمع مىخوانند و از آنچه به ايشان روزى شده انفاق مىكنند . دقت كنيد دعاى آنان با دو صفت پسنديده همراه است : خوف و طمع . لو و زنا لم يرجح هذا على هذا ؛ اگر آنها را پيمانه كنند ، هيچ يك بر ديگرى سنگينى نخواهد كرد . هر گاه كه انسان مقامات عالى و الطاف الهى را مىبيند ، روحش طيران مىكند و رشتهء اميدش بدان معبود بى انتها بسته مىشود و آن گاه كه به خود مىنگرد و نقص خود و گناه خويش را مىبيند ، دلش از خوف خدا لبريز مىگردد . در روايت وارد شده است : إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيَرَى ذَنْبَهُ كَأَنَّهُ صَخْرَةٌ يَخَافُ أَنْ تَقَعَ عَلَيْهِ وَ إِنَّ الْكَافِرَ يَرَى ذَنْبَهُ كَأَنَّهُ
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 163 | الشيخ علي المشكيني