مسألة صرفيّة
يقولون المَشْوَرة مباركة يبنونها على مفعلة كما هو المشهور و هو غلط و الصواب أنّها مَشُورة على وزن مثوبه و معونه و الأصل في المَشُوره مَشْوُره كمكرُمة فنقلت حرّكه الواو إلى ما قبلها فسكنت الواو .
« 1 »
معمّا به اسم اميد
( اگر آن ترك شيرازى به دست آرد دل ما را )
دل به معناى قلب است و دل ما ، يعنى مقلوب ما كه ام است و چون ام به دست ، يعنى به يد لاحق گردد ، اميد مىشود .
شعر
هنا سؤال : سأله أبو العلاء المعرّي عن سيّدنا الأجل المرتضى قدس سره حيث قال :
يد به خمس مئين عسجدا فديت * ما بالها قطعت في ربع دينار
و أجابه السيّد قدس سره بقوله :
هناك مظلومة غالت بقيمتها * و ههنا ظلمت هانت على البارى « 2 »
در پاسخ به شبهه ابو العلا بيت ديگرى نيز به سيّد مرتضى بر همين وزن و قافيه
هامش
( 1 ) . مىگويند « مشورت » يعنى چنان كه مشهور است ، بر وزن « مفعله » آن را مبنى مىكنند ، امّا نادرست است . درست « مَشُورت » بر وزن « مثوبت و معونت » است . اصل : مَشُوره ، مَشْوره است ، مانند « مكرُمه » حركت « واو » به حرف پيش رفته ، « واو » ساكن شده است .
( 2 ) . پرسشى مطرح است كه ابوالعلاء معرّى به شعر از سيّد بزرگوار شريف مرتضى پرسيد : دستى كه ديه و فديهء قطع آن پانصد دينار طلا است ، چرا اگر در ربع دينار خيانت كند ، قطع مىشود ؟ سيّد پاسخ داد :
در قضيه ديه دستى است مظلوم و بىگناه ، كه قيمتش گران مىشود و ( در دزدى ) دستى است ظالم و خيانتكار ، كه نزد آفريدگار بىارزش مىگردد .