3 . الأضحيّه و هي ما يذبح يوم العيد في منى و غيره و هي مستحبّة على الأمّة استحباباً مؤكّداً ؛
4 . قيام الليل ، أي لإقامة صلاة الليل الثلاث عشرة ركعات ، قال تعالى : « وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ » . « 1 » تهجّد ، أي : اترك النوم للصلاة و هذه زيادة لك في الوجوب ؛
5 . قضاء دين من مات معسراً ؛
6 . مشاورة أولى النهي ، قال تعالى : « وَشَاوِرْهُمْ فِى الْأَمْرِ » « 2 » ؛
7 . إنكار المنكر إذا رآه من أى أحد فإنّ اللَّه ضمن له النصر و هذه الخصائص لا تعلّق لها بالنكاح ؛
8 . كان يجب عليه تخيير نسائه بين مفارقته و مصاحبته فإن اختارت الفراق كان ذلك طلاقاً و فيه خلاف ثمّ إنّه صلى الله عليه و آله لمّا خير زوجاته اخترنه و الدار الآخرة فحرّم اللَّه على رسوله التزويج عليهنّ و التبدّل بهنّ ، فقال : « لَّايَحِلُّ لَكَ النّسَآءُ مِن بَعْدُ وَ لَآأَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَ جٍ » « 3 » . « 4 »
هامش
( 1 ) . سورهء إسراء ، آيهء 79 .
( 2 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 159 .
( 3 ) . سورهء احزاب ، آيهء 52 .
( 4 ) . علامه حلى در كتاب التذكره در باب نكاح ويژگىهايى براى پيامبر برشمرده ، كه خلاصه آن چنين است :
خدا ، رسولش را بر ديگر آفريدگان برترى داد و متمايز گردانيد . احكامى را ويژهء ايشان كرد و فقط بر او ( نه ديگر مردمان ) واجب كرد . نيز از بعضى اعمال ، ايشان ( و نه ديگران ) را بازداشت ؛ چنان كه در احكامى خاص تخفيف داد و او را معاف كرد ؛ امّا مردم را معاف نكرد . احكام خاص ايشان به معاف كردن يا سخت گرفتن تقسيم مىشود . احكامى كه سخت گرفته شده ، واجب يا حرام است . واجبات خاص ايشان ( و نه امت ) عبارتند از :
1 . مسواك زدن
2 . نماز وتر ( سه ركعت آخر ( نماز ) شب )
3 . قربانىاى كه روز عيد در منا و غير منا ذبح مىشود و بر امت مستحب مؤكد است .
4 . شبزندهدارى ، يعنى بر پايى نماز شب كه براى پيغمبر سيزده ركعت بود . خدا فرمود : « پاسى از شب را زنده بدار تا براى تو به منزلة نافلهاى باشد » . شبزندهدارى كن ؛ يعنى خواب را براى نماز ترك كن كه اين وجوبى زياده بر توست .
5 . پرداخت بدهى كسى كه تنگدست مرده است .
6 . مشاوره با صاحبنظران . خدا فرمود : « در كارها با آنان مشورت كن » .
7 . از هر كسى منكرى ديد ، جلوگيرى كند كه خدا ضامن يارى و پيروزيش شده است . ويژگىهاى بر شمرده ربطى به ازدواج نداشت .
8 . بر پيامبر واجب بود همسرانش را بين جدايى و ادامهء زناشويى آزاد بگذارد . اگر جدايى را برگزيدند ، به معنا و در حكم طلاق باشد ( اما در اين باره اختلاف نظر هست ) .
وقتى همسرانش را در تصميم گيرى آزاد گذاشت ، همگى ادامه زناشويى و پاداش سراى آخرت را برگزيدند ، در عوض خدا بر پيامبر حرام كرد با زنى ديگر ازدواج كند يا به جاى همسرانش ، زنان ديگر بگيرد : « از اين پس ، گرفتن زنان ديگر و اين كه به جاى آنان همسران ديگرى بگيرى ، بر تو حلال نيست » .