شعر
پا فشارى و استقامت ميخ * سزد ار عبرت بشر گردد
هرچه كوبند بيشْ بر سر او * پافشاريش بيشتر گردد
( ملك الشعراى بهار )
شعر
وقت هر كار ، نگهدار كه نيكو نبُوَد * نوشدارو كه پس از مرگ ، به سهراب دهند
شعر
دست طمع كه پيش كسان مىكنى دراز * پل بستهاى كه بگذرى از آبِ روى خويش
( صائب تبريزى )
شعر
قطره آبى كه دارد در نظر گوهر شدن * از كنار ابر تا دريا تنزّل بايدش
( صائب )
شعر
چون قبلهنما ، خضرِ رهِ اهل جهان باش * سرگشتهء خود ، راهنماى دگران باش
( غنى كشميرى )
شعر
سعديا حبّ وطن گرچه حديثى است صحيح * نتوان مُرد به سختى ، كه من اينجا زادم
( سعدى )
شعر
تا نخواهندت مخواه و تا نبخشندت مگير * تا نپرسندت مگوى و تا نخوانندت مرو !
( شوريده )