تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول حكمت (فارسى) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
شعر
چو رسى به كوه سينا ار نى نگفته بگذر * كه نيرزد اين تمنّا به جواب لن‌ترانى
( رضى الدين ) شاعر ديگر در جواب گفته :
چو رسى به طور سينا ار نى بگو و مگذر * كه جواب دوست نيكو است چه ترى كن چه ترانى
شعر
در مقام حرف ، بر لبْ مُهر خاموشى زدن * تيغ را زير سپر در جنگْ پنهان كردن است
( صائب تبريزى ) شعر
در مجلس خود راه مده ، همچو منى را * كافسرده‌دل ، افسرده كند انجمنى را
( محفص ) شعر
از ستم‌هاى تو هر چند شكايت نكنم * جورِ بر من مكن امروز كه فردايى هست !
( آذر بيگدلى )

آدم عليه السلام

قال ابن عبّاس في قصّة آدم : فلمّا هبط إلى الأرض ، صاغ خاتماً ، فنقش عليه محمّد رسول اللَّه و عليّ أمير المؤمنين ، و يُكنّى آدم بأبي محمّد صلى الله عليه و آله . « 1 »
هامش
( 1 ) . ابن عبّاس در داستان آدم عليه السلام مىگويد : وقتى به زمين آمد ، انگشترى ساخت و بر آن نقش كرد : « محمّد رسول اللَّه و على أمير المؤمنين » و كنيهء آدم « ابو محمّد » بود ( اليقين ، ص 175 ؛ بحار الأنوار ، ج 11 ، ص 175 ) .