24 . ميل و اعتماد به ستمگران .
25 . دروغ گفتن .
26 . مسلمان پاكدامن را به زنا يا لواط نسبت دادن .
27 . از جهاد فرار كردن .
28 . قطع رحم ؛ يعنى خرج پدر و مادر و اجداد بالا و خرج اولاد و نوهها را ندادن در صورت تمكّن انسان و نياز آنها ؛ و نسبت بهغير آنها از اقوام ، قطع رابطه و ترك نيكىهاى متعارف نمودن .
29 . سحر و جادو و شعبدهبازى كردن .
30 . دزدى كردن .
31 . حيف و ظلم در وصيّت ؛ يعنى مثلًا همهء اموال خود را به قصد محروم كردن ورثه ، به ديگران وصيّت نمودن ؛ و يا به حرمانِ برخى از ورّاث وصيّت كردن ؛ و يا ثُلث مال را مثلًا براى صرف در محرّمات وصيّت نمودن .
32 . قسم دروغ خوردن .
33 . شهادت حق را بدون عذر ، كتمان نمودن .
34 . شهادت به باطل دادن .
35 . پيمان شكستن .
36 . حرام خوردن .
37 . خوردن گوشت ميته و خوردن گوشت خوك .
38 . كمفروشى در ترازو و كيل و غيره .
39 . تكبّر ؛ يعنى مجرّدِ داشتنِ صفت باطنى خودبينى و يا ظاهر شدن آن در عمل خارجى به هر طريقى باشد .
40 . اسراف و تبذير . اسراف ، يعنى مصرف كردن مال بيش از حاجت و تلف كردن آن بدون غرض عقلانى ؛ و تبذير : مصرف كردنِ مال در راه حرام .
41 . فحش و سَبّ مؤمن .
نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 98
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٩٨