81 . حكم كردن بر طبق قيافهشناسى و ترتيب اثر بر آن بدين طريق كه به گفتهء قيافهشناس فردى از خويشان خود جُدا و به ديگرى الحاق شود .
82 . با جنّيان تماسّ مخفى گرفتن و به وسيلهء آنها از مُغَيَّبات خبر دادن .
83 . به ظالمان در ظلمشان يارى نمودن .
84 . قبول كردنِ منصب و كارمندى از دولت جائر .
85 . خيانت كردن به امانت ديگران ؛ امانت مالى ، جانى ، [ يا ] سرّى .
86 . اعراض از ذكر خدا در مواردى كه ياد او و ذكر او واجب باشد .
87 . باطل كردن نماز واجب ، مثل يوميّه بدون عذر شرعى .
88 . منع خمس .
89 . ترك روزه .
90 . وَطى چهار پايان .
91 . دروغ بستن به خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله .
92 . جلوگيرى و منع مردم از جهاد ابتدايى پس از امر ولىّ امر ؛ و از جهاد دفاعى در مورد لزوم .
93 . قضاوت به باطل كردنِ قاضىِ مَحكمه و هر صاحب نظرى كه دربارهء امرى ، قضاوت عقلايى يا عرفى دارد .
94 . حكومت كفّار و فسّاق و ستمكاران و همهء كسانى كه شرايط حكومت الهى را ندارند ؛ بر مسلمين و يا بر مطلق انسانها ، ولو كافر باشند .
95 . به شكل زن درآمدنِ مردها و عكس آن . بدين معنا كه لباسهاى اختصاصى يكديگر را بپوشند ؛ و يا آنكه مردْ لواط و زنْ مُساحقه كند ؛ و يا آنكه مرد ، به طلا زينت كند و لباس از ابريشم خالص بپوشد و زنْ غير از مواضع حرام ، از بدن را ظاهر نمايد .
96 . ريا در عبادات و عملهاى واجب و مستحب .
97 . طلب دانش به قصد كسب دنياىِ حرام و كتمان دانش و علوم دينى كه جامعه ، نياز به آن دارد .
نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 101
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٠١