63 . دعا كردن و استغفار نمودن بر مشركين و يا مطلق كفّار و يا مسلمانهايى كه وجودشان و تقويتشان بهضرر اسلام و مسلمين است .
64 . بدعت در دين ؛ به معناى رواج دادن احكام و قوانينى خارج از دين به نام دين .
65 . پناه دادن قاتل و مُحارب و جانيان ديگر و منع از اجراى حدود در حقّ آنان .
66 . دوستى و مودّت عملى با كفّارى كه به ضرر اسلام و مسلمين ، فعاليّت دارند .
67 . مدح و تعريف باطل دربارهء انسان غير لايق .
68 . حضور در سر قبر منافق و كافر و دعا و استغفار براى او .
69 . حضور در مجلسى كه اهانت به آيات الهى و مقدّسات مذهبى مىشود .
70 . ايجاد فتنه و فساد ميان مسلمين ، كه مُنجر به حادثهاى مانند : قتل و ضرب و جرح و شتم « 1 » و عداوت و هجر « 2 » شود .
71 . تخلّف از وعده بدون عذر .
72 . ايجاد و تهيّهء مراكز فحشا و منكر ، مانند : كازينو و غيره .
73 . نوشتن و طبع و نشر و حفظ و ترويج كُتب و نشريّات ضالّه و منحرف كننده از بُعد اعتقادى و اخلاقى و عملى .
74 . اعمال تعصّب دربارهء خويشان و منسوبين ، مانند : معرّفى باطل آنان و دادن حقّ ديگران به آنان و يا سكوت در مقابل ظلم و تعدّى آنان و يا كمك به ظلم و ستم آنان .
75 . اقامت در كشورها و شهرهايى كه متمكّن از انجام فرايض و ترك محرّمات نشود .
76 . آرايش دادن زن به منظور فريب دادن طرف در ازدواج .
77 . ساختن مجسّمهء انسان و حيوانات جاندار .
78 . اعتقاد به تأثير استقلالىِ اجرام عالم بالا در حوادث كرهء زمين و حكم بر طبق آنها .
79 . غَشّ مؤمن در معامله و غيره .
80 . غنا و آوازهخوانى به لحنى كه متناسبِ وضع لعب و رقص و آلاتِ طَرَب باشد .
هامش
( 1 ) . دشنام دادن .
( 2 ) . دورى ، قهر .