3 . پاكى ولادت .
4 . ايمان به اصول اعتقادات اسلامى .
5 . عدالت ؛ يعنى از نظر عمل ، در جادّهء مستقيم شرع قرار گرفتن ، واجبات الهى را بهجا آوردن و گناهان را ترك كردن ؛ و بهتعبير متلازم ، پيدا كردن ملكهء باطنى كه انسان را به امور مذكور ، وادار كند .
گناه يعنى چه ؟
« گناه » يعنى مخالفت و سرپيچى از فرمان خداوند ؛ يعنى عملى زشت ، و قبيح در نزد عقل و شرع ، سبب عقب افتادن از خير و سعادت ، مولّد پليدى در روح ، طغيانگرى در برابر سلطان مقتدر ، تلبيه به دعوت دشمنِ قديمِ خلق و خالق ، تسليم شدنِ بىقيد و شرط در مقابل اغوا و مكر و فريب ، كفران نعمتهاى ولىّ نِعَم ، سبب حرمان از روزى حلال ، موجب انقطاع توفيق عبد از ناحيهء مولا ، وسيلهء قطع روابط معنوى از حضرت حق ، مقدّمهء ويرانى پايههاى ايمان ، باعث رفوزه شدن بشر در كلاس انسانيّت ، مصيبت روحى و دينى براى انسان متعهّد ، سبب تباه كردن كشت و دام و فرزند ، سبب كوتاهى عمر بشر ، مقدّمهء انقطاع روابط معنوى جامعه ، وسيلهء اندوه مؤمن متعهّد و سرور فاسق بىتعهّد ، سبب توبيخ در محكمهء حق و محكوميّت به عذاب در دادگاه عدل .
تبصره
در اكثر كُتب فقهى ، در ضمن بيان شرطيّت عدالت براى امام جماعت ، تعدادى از گناهان كبيره ذكر شده ؛ در اين مختصر ، به مقدارى از مطلق گناهان - اعمّ از معاصى عقلى و شرعى ، كفرآور و فسقآور ، كبيره و غير كبيره - اشاره مىشود . و ليكن معلوم باشد كه اكثر گناهان و واجبات ، در ضمن ابواب مختلف عبادات و معاملات و ديگر بابهاى فروع فقهى ، ذكر شده ؛ و آنچه در اين مقام آورده مىشود ، غير از آنها است :
1 . انكار مبدأ تعالى ؛ يعنى وجود اقدس حضرت بارى تعالى - جَلَّتْ عَظَمَتُهُ - را منكر شدن .
2 . شرك بر خداوند ؛ يعنى انكار توحيد و يگانگى خداى تعالى .