از كتابها به جاى « فإنّهم حجّتي » جملهء « فإنّهم خليفتي عليكم » وارد شده است كه ظهورش در اعطاى منصب تصدّى به امور مربوطه به ولىّ امر ، قوىتر است ؛ چه آنكه مراد ، خلافت در همهء مراحل مربوطه است ، همچنان كه در آيهء شريفهء « يدَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنكَ خَلِيفَةً فِى الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقّ » « 1 » . « 2 »
4 . فرمود امير المؤمنين عليه السلام : « پروردگارا ! تو بر پيامبرت ، طبق آنچه او اطّلاع داده ، چنين فرمودهاى : كسى كه حدّى از حدود مرا معطّل گذارد و اجرا نكند ، با من به عناد و دشمنى برخاسته و در پى ضدّيّت با من است » . « 3 » وجه دلالت روايت آن [ است ] كه : بىترديد ، اين حكم ، اختصاص به زمان معيّنى ندارد و شامل همهء زمانها است . اين اطلاق زمانى ، به ضميمهء اجماع علما بر اينكه مردم عادّى و غير علماى واجد شرايط نمىتوانند مجرى حدود باشند ، روشنگر اين است كه بايد در عصر غيبت ، فقهاى واجد شرايط ، متصدّى امر اجراى حدود باشند و ترك آن از گناهان بزرگ است .
5 . اطلاق و شمول زمانى خطابات حدود و تعزيرات و ادلّهاى كه احكام جزايى را ايفا مىكنند ؛ نظير آيهء شريفهء « الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِى فَاجْلِدُواْ كُلَّ وَ حِدٍ مّنْهُمَا مِاْئَةَ جَلْدَةٍ وَ لَاتَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِى دِينِ اللَّهِ » ؛ « 4 » هر يك از زن زناكار و مرد زناكار را صد عدد تازيانه بزنيد ؛ و در اين راه ، شما را حالت رقّت و ترحّم ، فرا نگيرد .
و آيهء « وَالسَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَآءَم بِمَا كَسَبَا نَكلًا مّنَ اللَّهِ » ؛ « 5 » دستهاى
هامش
( 1 ) . سورهء ص ، آيهء 26 .
( 2 ) . جواهر الكلام ، ج 21 ، ص 395 .
( 3 ) . قال : أميرالمؤمنين عليه السلام : « اللّهمّ إنّك قد قلت لنبيّك فيما أخبرته من دينك : يا محمّد ، من عطّل حدّاً من حدودي ، فقد عاندني ، و طلب بذلك مضادّتي » ؛ الفقيه ، ج 4 ، ص 33 ، ضمن ح 5018 ؛ وسائل الشيعة ، ج 28 ، ص 13 ، ح 34097 .
( 4 ) . سورهء نور ، آيهء 2 .
( 5 ) . سورهء مائده ، آيهء 38 .