مخالف و معارض ادلّهء حاكمهء فوق دانست ؛ چه آنكه مفاد آنها اين است : مؤمن بايد امر و نهى كند و در اين راه از تحمّل مشقّت [ و ] ضرر نهراسد ، نظير روايت زير :
امام باقر عليه السلام فرمود : « ملّتى در آخر الزمان خواهند آمد كه از ميانشان گروهى رياكار ظاهر شوند ، خود را به قرائت و عبادت نسبت دهند ، تازهرس و كمخرد باشند و امر به معروف و نهى از منكر را جز در مواردى كه مأمون از ضرر باشند انجام ندهند و براى خود در ترك اين وظيفهء خطير ، رخصتها و عذرها بتراشند - تا آنجا كه فرمود : - در آن هنگام ، غضب پروردگار بر آنها مُسَجّل و فراگير شود » . « 1 » لكن اين حديث از نظر سند ضعيف و از نظر متن مشوّش و قابل اعتماد نيست و صاحب وسائل پس از ذكر آن چنين فرموده :
مىتوان گفت : مراد از ضرر در روايت ، عدم نفع است ؛ بدين معنا كه امر و نهى واجب است گر چه مستلزم فوت منافعى باشد . و نه آنكه مستلزم وجود ضرر باشد . و يا مراد آنكه : در صورت ضررى اندك ، بايد تحمّل شود . و يا آنكه : در صورت ضرر ، گر چه زياد هم باشد ، امر و نهى ، مستحسن و نيكو است و نه آنكه واجب باشد « 2 » .
تبصرهء 1 . گر چه مقتضاى قواعد فقهى و توافق بخشيدن به ادلّهء متعارضه ، همان روش فوق است ، لكن با ملاحظهء برخى از مصالح و مفاسد دينى و اجتماعى ، مستبعد نيست بگوييم : بايد دربارهء وجوب امر و نهى ، در صورتى كه ملازم با ضرر مالى و جانى باشد ، سنجشى ميان ضرر مالى و جانى و متعلّق امر و نهى - يعنى معروف و منكر - از نظر اهميّت موضوع و مقدار مصلحت و مفسده انجام يابد و چنين نباشد كه توجّه كمترين ضرر ، مسقطِ امر از مهمترين معروف و نهى از بزرگترين منكر باشد و مثلًا در موردى كه امر و نهى سبب تحقّق فريضه يا فرايضى بزرگ و يا جلوگير از
هامش
( 1 ) . « يكون في آخر الزمان قوم ينبع فيهم قوم مرائون يتقرّئون ، ويتنسّكون حدثاء سفهاء ، لا يوجبون أمراً بمعروف ولا نهياً عن منكر إلّاإذا آمنوا الضرر ، يطلبون لأنفسهم الرخص والمعاذير - إلى أن قال : - هنالك يتمّ غضب اللَّه عليهم ، فيعمّهم بعقابه » ؛ الكافي ، ج 5 ، ص 55 ، ح 1 ؛ وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 128 ، ح 21157 .
( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 129 ، ذيل ح 21157 .