تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
صورت عمدى بودن جنايت ، قصاص نيز جايز است ؛ ولى در اقسام اخير كه مربوط به استخوان و مغز است ، قصاص كردن جايز نيست [ و ] بايد رجوع به ديه شود . ديهء فرو بردن كارد يا امثال آن در جوف بدن انسانى ، يك سوم ديهء كامل است ( 250 مثقال طلا ) و گفته‌اند كه ديهء فرو بردن كارد در دست و پا 100 مثقال طلا است . ديهء زدن سيلى و نحو آن به صورت كه رنگ صورتْ سرخ شود 118 مثقال طلا ؛ و اگر كبود شود 214 مثقال ؛ و اگر سياه شود 412 مثقال طلاى مسكوك است ؛ و ديهء ضربه‌هاى مشابه آن در بدن ، نصف ديهء صورت است . ديهء شل كردن هر عضوى ، دو سوم ديهء كامل آن عضو ؛ و ديهء بريدن عضوى كه شل بوده ، يك سوم آن است . ديهء اعضاى زن تا آنجا كه به اندازهء يك سوم ديهء كامل مرد نرسيده ، مساوى با ديهء مرد ؛ و پس از رسيدن به آن حد ، نصف ديهء او است . مثلًا ديهء يك انگشت زن ، مطابق يك انگشت مرد است ( 70 مثقال طلا ) و ديهء دو انگشت او مطابق دو انگشت مرد ( 140 مثقال ) ولى ديهء شش انگشت زن مطابق ديهء سه انگشت مرد است ( 210 مثقال طلا ) زيرا قيمت شش انگشت مرد ، از يك سوم ديهء او بيشتر است . در جراحت‌هايى كه شرعاً ديه و قيمتى معيّن ندارد ، بايد از جانى « ارش و حكومت » گرفته شود . بدين طرز كه مَجنى عليه را يك عبد و بردهء قابل فروش فرض كرده ، سالم و ناسالم او را قيمت مىكنند و مابه التفاوت را نسبت به ديهء كامل داده ، اخذ مىكنند ؛ مثلًا اگر گوشتى از بدن كسى بريده شود ، مىگوييم : ارزش بردهء سالم صد تومان و بردهء معيوب به اين عيب هشتاد تومان ، پس يك پنجم قيمت تنزّل كرده ؛ بنابراين از جانى ، يك پنجم ديهء كامل - 150 مثقال - گرفته مىشود .

قسم پنجم : ديهء سقط جنين

ديهء اسقاط نطفهء انسانى كه در رحم يك زنى به طرز حلال قرار گرفته و مبدأ نشو بشرى است ، تا آن مدّت كه منقلب به خون نشده ( 15 ) مثقال طلاى مسكوك [ است ] .