تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
2 . عقل . بر ديوانه ، حج ، واجب نيست . 3 . اسلام ؛ و حجّ از كافر ، صحيح نيست ؛ يعنى واجب است اوّل مسلمان شود و بعد حج كند . 4 . ايمان ؛ يعنى اعتقاد به امامان دوازده‌گانه . و بدون اعتقاد به امامت ، حجّ او صحيح نيست ؛ بلكه اوّل به عنوان مقدّمات اعتقاد پيدا كند تا حجّش صحيح شود . 5 . مباشرت ؛ يعنى خود بايد حج كند ، و گر نه حج بر او واجب نيست . 6 . استطاعت مالى ؛ يعنى اضافه بر خرج عايله ، تمكّن مالى براى خرج رفتن و برگشتن دارد . 7 . استطاعت بدنى ؛ يعنى از نظر مزاج ، استعداد رفتن و انجام دادنِ واجبات عمره و حج را داشته باشد . پس بر مريضى كه قدرت انجام عمل ندارد ، واجب نيست . 8 . استطاعت سَرْبى ؛ « 1 » يعنى راهِ رفتن و برگشتن ، امن باشد و خطر تلفِ جان و به سرقت و غارت رفتنِ مال نباشد . 9 . استطاعت زمانى ؛ يعنى پس از استطاعت وقت ، براى رفتن و رسيدن به اعمال حج ، گنجايش داشته باشد ، و گر نه واجب نمىشود و بايد منتظر سال بعد شود . 10 . حج كردن ، سبب حَرَج نباشد ؛ مثل اين‌كه خود عمل براى وى زحمتِ طاقت‌فرسا دارد . و يا بيشتر اموالش را بايد بدهد كه قابل تحمّل نباشد . 11 . حجّ كردن ، مستلزم ترك واجبِ اهَم نباشد ؛ مثلًا اگر مكّه برود ، پدر يا مادر پيرش مثلًا تلف مىشوند ؛ [ آن گاه ] وجوب ، ساقط مىشود . 12 . حج كردن ، مستلزم انجام حرامِ اهَم نباشد ؛ مثلًا اگر مكّه برود ، بايد با فلان شخصيّت ملاقات كند و آن به‌ضرر اسلام است و يا شكست مسلمين .

حج و عمرهء تمتّع

مسئلهء 7 . براى كسانى كه وطنشان از مكّهء معظّمه ، به مقدار 96 كيلومتر يا بيشتر فاصله دارد و به نام « آفاقى » ناميده مىشوند ، نوع خاصّى حجّ ، واجب است كه داراى
هامش
( 1 ) . سَرب : طريق ، راه .
نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 115 | الشيخ علي المشكيني / حميد الأحمدي الجلفائي