تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
« حجّ افسادى » ناميده مىشود ، به‌جا آورد . 3 . حجّ نذرى ؛ كه شخصى به وسيلهء نذر شرعى ، حجّى بر خود واجب گرداند . 4 . حجّ عهدى ؛ به وسيلهء عهد شرعى ، به عهدهء خود حج بياورد . 5 . به وسيلهء قسم شرعى ، حجّى بر خود لازم گرداند . 6 . امام اصل يا امام عدل ، براى مصلحتى ، او را به حجّ ، الزام نمايد . 7 . پدر يا مادر ، امر اكيد كنند ، به طورىكه اگر انجام ندهد ، ناراحت و متأذّى شوند و عقوق حساب شود . 8 . در فرضى كه مكّهء مكرّمه و خانهء خدا در اوقات حج - نعوذُ باللَّه - بىزائر بماند ، بر حاكم اسلامى واجب است عدّه‌اى را ولو اجباراً به آن‌جا اعزام دارد و از بيت المال نفقهء آن‌ها را بدهد ؛ حجّ آن‌ها وجوب به عنوان ثانوى پيدا مىكند . 9 . در ضمن عقد لازمى ، بر عهدهء شخصى قرار گيرد ؛ مثلًا در عقد نكاح زوجه شرط كند كه شوهرش او را به حج ببرد ؛ [ آن‌گاه ] بر شوهر ، وجوب شرطى پيدا مىكند . 10 . گاهى حج كردنِ شخصى ، سبب انجام واجب يا واجبات ديگرى مىشود و يا سبب ترك شدنِ برخى از گناهان نسبت « 1 » به خود و يا به مسلمين مىشود ؛ در اين فروض ، وجوب مقدّمى پيدا مىكند . مسئلهء 5 . حَجّة الإسلام ، براى كسانى كه شرايط آن را دارند ، واجب فورى است ؛ و تأخيرش از سال اوّلِ قدرت ، گناه كبيره است ؛ و اگر تأخير انداخت ، براى سال بعد نيز فورى است ؛ و همچنين تأخير هر سال ، يك گناه كبيره است .

شرايط وجوب حجّ

مسئلهء 6 . حجّ خانهء خداوند ، با شرايط زير ، واجبِ صحيح است ؛ و اگر يكى از اين شروط در كسى نباشد ، حج بر او واجب نيست و يا صحيح نيست : 1 . بالغ بودنِ شخص . پس بر غير بالغ ، واجب نيست ؛ لكن مستحب است . و اگر به‌جا آورد و بعد از بلوغ ، مستطيع شود ، بايد دوباره حَجّة الإسلام خود را به‌جا آورد .
هامش
( 1 ) . مطبوع : « سبب » .
نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 114 | الشيخ علي المشكيني / حميد الأحمدي الجلفائي