جاهل به مسايل دينى را خلاف واقع بياموزد .
116 . راه دادن كفّار و يهود و نصارا در مساجد مسلمين ( عَلَى الأحوط ) .
117 . جلوگيرى از مازاد مقدار حاجت از آبهاى مباح .
118 . خوددارى از پرداخت حقوق مردم با قدرت به پرداخت آن .
119 . جاسوسى عليه مسلمين .
120 . استعمال دَف و نى و تار و طنبور و ويلون و پيانو و غيره از آلات طَرَب .
121 . هتك حرمت كعبهء معظّمه به هر گفتار و كردارى كه در نزد عرف ، بىاحترامى حساب شود .
122 . ترك احرام عمره و حجّ واجب كه سبب بطلان عمل شود .
123 . تراشيدن ريش و يا از ته زدن مو ، به طورىكه بشره پيدا شود عَلَى الأحوط .
124 . تسخير ارواح با ايمان و اجنّهء مؤمن .
125 . ترك يارى مظلومين در صورت قدرت .
126 . نفاق ، دو رويى ، [ و ] دو زبانى .
127 . آزار خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله به واسطهء انجام عملهاى حرام و ترك عملهاى واجب .
128 . مخالفت با رهبر شرعى مسلمين به واسطهء تخلّف از فرامين مولوى و قوانين كشورى .
129 . به دروغْ خواب ساختن و نقل كردن .
130 . گدايى بدون احتياج عَلَى الأحوط .
131 . اعمال صفت بُخل به ترك انفاقات واجبه .
132 . اعمال صفت حسد و اضرار بر مؤمنِ محسود به گفتار يا كردار .
133 . احتكار طعام و غير آن ، به شرايطى كه در فقه بيان شد .
134 . ناشزه شدن زن ؛ يعنى سرباز زدن از وظايف شرعى و قانونى خوب به سبب تمرّد .
135 . ناشزه شدن مرد ؛ به معناى تخلّف كردن از وظايف و حقوق زن كه اسلام بر او واجب كرده ، مانند : دادنِ نفقه و معاشرت به معروف .
نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 103
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٠٣