تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
5 - زمينى كه ذمّى « 1 » از مسلمان بخرد . 6 - أموال مخلوط به حرام كه مقدار حرام ومالك آن نامعلوم باشد . 7 - آنچه از كسب وفوايد ودرآمدهاى گوناگون مردم كه از مخارج سالشان اضافه ماند از هر رقم كسب وصنعت وحرفه وحقوق وتجارت . لازم به تذكر است كه : قسم أول از أمور هفت‌گانه فوق ، غنيمت جنگى است كه سپاهيان اسلام به امر امام عادل سرزمينى را فتح كنند . در اين صورت أموال دستاورد لشكر به سه قسمت تقسيم مىشود : منقولات ، غيرمنقول آباد ، وغيرمنقول باير ودست نخورده . قسم أول نصيب وحق الزحمة لشكرى است كه متصدى امر جنگ وفتح بوده‌اند . قسم دوم مانند ساختمان‌ها وباغ‌ها ومزارع ومراتع از آنِ همهء مسلمين خواهد بود ؛ چه آن‌هايى كه موجود وزنده‌اند وچه آن‌هايى كه در آينده متولد مىشوند . بدين معنى كه بايد منافع وعوايدش در مصالح آنان مصرف شود . قسم سوم به عنوان انفال جزء أموال دولتي است ؛ چنان‌كه صدى بيست از قسم أول ودوم نيز به‌طورى كه اشاره شد ، مربوط به دولت است . پس دولت در أموال منقول شريك لشكريان فاتح ودر أراضي وامكنهء آباد شريك ملت ، ودر قسم سوم مالك مستقل است . لازم به تذكر است كه نيروى نظامى در تشكيلات اسلامى وتهيه لشكر براي جهاد ابتدايى ودفاعى ، به يكى از دو راه انجام مىيابد : استيجارى واستيمارى . أول آن‌كه دولت افراد سپاهيان را به وسيله حقوق استخدام كند وداوطلبان را با پرداخت مزد زير پرچم حاضر نمايد . دوم آن‌كه در مورد نياز رهبر عدل فرمان جهاد دهد وحكم الزامي صادر كند كه همهء مشمولان فرمان به عنوان وجوب شرعي داخل نبرد گردند . اين طرز در صدر
هامش
( 1 ) . ذمّى ، غيرمسلمانى كه در سرزمين مسلمانان زندگى مىكنند وجان ومال أو در پناه اسلام است وجزيه قبول مىكنند . ( فرهنگ معين ، ج 2 ، ص 1611 ) .