نوح متعرض توضيحي نيست ، جز اندكى از حالات حضرت آدم وهمسرش ، ومختصرى دربارهء دو فرزندش بدون ذكر نام كه احتمال مىرود آنها نيز فرزندان بلاواسطه آدم نباشند . آنجا كه مىفرمايد :
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ . « 1 » براي اينان خبر دو فرزند آدم را به درستى بازگو كن آنگاه كه هر دو قرباني خود را به حضور حق تقديم داشتند . از يكى قبول افتاد واز ديگرى نه . وى به صاحب قرباني قبول شده گفت : حتماً تو را خواهم كشت . أو گفت : جز اين نيست كه خداوند ، عمل را از صاحبان تقوى مىپذيرد .
ولى دربارهء نوح وپيامبرانى بعد از أو در موارد متعددى سخن رفته ودر چند سوره پنج نفر از پيامبران به ترتيب در رديف هم ذكر شده ( نوح ، هود ، صالح ، لوط وشعيب ) واز طغيان وسركشى أقوام آنان وفرود آمدن عذاب وهلاكت دسته جمعى بر آنها گاهى به تفصيل وگاهى به اجمال آياتي وارد شده است . وچون زمان شعيب متصل به عصر حضرت موسى بوده چنانكه از برخى از آيات استفاده مىشود ، پس ملت شش نفر از پيامبران به قهر الهى وعذاب دسته جمعى هلاك شدهاند . هلاكت أول آنها ( قوم نوح ) به غرق شدن وهلاكت آخر آنها ( قوم موسى ) نيز به وسيله غرق بوده است .
در سورهء أعراف ، هود وأنبياء وشعراء وبرخى از سور ديگر ، ترتيب قصهء آنها ودر آيهء زير در كلام حضرت شعيب نامشان را مىيابيد :
وَيَا قَوْمِ لَا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي أَن يُصِيبَكُم مِثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِنكُم بِبَعِيدٍ . « 2 » اى طايفهء من ، شما را مخالفت وعداوت با من بر آن ندارد كه همانند عذاب قوم نوح يا قوم هود يا قوم صالح به شما فرود آيد والبتة قوم لوط هم با شما
هامش
( 1 ) . سورهء مائده ، آيهء 27 .
( 2 ) . سورهء هود ، آيهء 89 .