كافر » ؛ زيرا وى دانهها را در پرده خاك مىپوشاند وترك شكران هر نعمتي كفران است . « 1 » يعنى پوشاندن آن نعمت به سكوت ونشان ندادن عكسالعمل . منكر هر شئ را نيز كافر نامند ؛ چون انكارش سبب پوشاندن آن است . ولى ظهور كلمهء كافر در قرآن مجيد واصطلاح أهل شرع در معنايى أخص از معناى لغوى است ؛ يعنى انكار كردن وجود خداوند ، يا وحدانيت ، يا بعضي از صفات ظاهرهء أو يا انكار نبوت يا معاد ويا هر حكمي از احكام اصلى وفرعى كه برگشتش به انكار أصول مذكور باشد . « 2 » از انضمام برخى از آيات وروايات به برخى ديگر استفاده مىشود كه ايمان عبارت است از : اعتقاد وباور كردن به هفت چيز ، ودر مقابل آن كفر عبارت از : انكار مجموع آنها يا بعضي از آنها است .
اما آيات ايمان به قرار زير است :
لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلكِنَّ الْبِرَّ : مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَومِ الآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ . « 3 » بِرّ وعمل نيك ، منحصر در آن نيست كه صورت ( در حال عبادت ) به سوى مشرق ومغرب كنيد ؛ بلكه بر آن است كه كسى به خدا ، روز واپسين ، فرشتگان ، كتاب وپيامبران ايمان آورد .
اين آيهء شريفه با توجه به اينكه مراد از ايمان به اللَّه ، ايمان به ذات حق وتوحيد وساير صفات أو است ، واينكه مسئله امامت وخلافت از شؤون نبوت ودوام وجودي آن است ، دلالت مىكند بر اينكه برّ حقيقي ، ايمان واعتقاد به هفت چيز است . دنبالهء سخن در آية مربوط به كردار وافعال نيك است كه برخى از آنها به عنوان مثال مذكور است .
وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ . . . وَآتَى الزَّكَاةَ . « 4 » ومربوط به صفات واخلاق حسنه است كه بعضي ذكر شده است .
هامش
( 1 ) . المفردات في غريب القرآن ، ص 714 ( كفر ) .
( 2 ) . التبيان في تفسير القرآن ، ج 1 ، ص 60 .
( 3 ) . سورهء بقره ، آيهء 177 .
( 4 ) . همان .