هر سه بخش ، در مسير اجراى برنامه اصلى ودر طريق پياده كردن آنها در مجتمع بشرى است . بدين بيان روشن مىشود كه هدف اصلى كتاب الهى ، ارائه دادن يك ايدئولوژى كامل وداراى ابعاد چهارگانه است كه سه بُعد آن نشان دهندهء ماهيت وحقيقت ايدئولوژى ويك بعدش روشنگر طرز اجرا وكيف وكم پياده نمودن آن است .
پس قسمت عمده از معنى « ذي الذكر » - كه وصف كلام الهى واقع شده - ، اين است كه آگاهى بخش ايدئولوژى است ؛ گرچه بينش بخش مطالب ديگرى هم هست .
در خاتمهء كلام اينكه در آيهء شريفه واو قسم ومقسمٌ به - كه قرآن است - مذكور است ؛ ولى مقسمٌ عليه ( يعنى مطلبي كه براي أو سوگند ياد مىشود ) ذكر نشده . وبنابر آنچه ما اختيار كرديم كه « ص » رمزى است متشابه ، جمله « والقرآن ذي الذكر » ، جملهء ابتدائية وجدا از ما قبل است . پس بايد جملهء مقسم عليه را جملهء « انك لمنذر » در تقدير گرفت وحاصل معنا آنكه :
اى پيامبر ، سوگند به اين قرآن كه تو از ناحيهء خدايت بيم دهندهاى .
اين وصف براي قرآن ، يكى از أوصاف بسيارى است كه در خود اين كتاب اطلاق شده ، ويكى از جهات شناخت اين كتاب ، وشناخت آن راه ، شناخت مكتب توحيدي اسلام است ؛ زيرا شناخت هر مكتبى به وسيله أموري تحقق مىيابد ، از قبيل شناخت برنامهاى كه تحويل مىدهد وافرادى كه در آن مكتب پرورش مىيابند وكتابي كه حكايت از محتوا وشؤون آن مكتب مىكند .
تفسير آيهء 2
بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَشِقَاقٍ ؛
بلكه كساني كه كافر شدند در غرور وسركشى ومخالفتاند .
تفسير :
كفر در لغت عرب ، به معنى « ستر » و « پوشاندن » است وبدين مناسبت مىگويند :
« الليل كافر » ؛ چه آنكه شب همانند پوششى ، اشيا را مىپوشاند ومىگويند : « الزارع