حرف تعريف اين كلمهء « ال » ، براي عهد است ؛ يعنى : اين قرآن ، بدين ملاحظه كه در زمان توجه اين خطاب به پيامبر أكرم قرآن مجيد في الجملة در ذهن آن حضرت بود ومىدانست كه كتابي محدود ومعين به نام قرآن در دست وحى است ، ويا اينكه همه قرآن مجيد در حال نزول اين سوره ، بلكه قبل از نزول اولين سورهء آن ، در قلب آن حضرت حاضر بود ؛ چنانكه مىفرمايد :
وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ . « 1 » بنا بر اين معنى وحى شدن آيات در زمانها ومكانهاى مختلف اين است كه خداوند بيان كردن وابلاغ آيات را به تدريج رخصت مىداد . لكن اين قول ، مرجوح است وممكن است حرف تعريف اشاره باشد به قرآني كه در لوح محفوظ نگاشته شده :
بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ . « 2 » اين ، همان قرآن گرامى است كه در لوح محفوظ ثابت است .
سوم اينكه قرآن كريم در اين آية توصيف شده است با عنوان « ذِى الذِّكْرِ » يعنى « تذكردهنده » و « آگاهى بخش » وچون ذكر نشده كه تذكرش به چيست وآگاهىاش از چه موضوعي است ؟ پس قهراً مراد أعم است ؛ يعنى اين كتاب نسبت به هر موضوعي بينش بخش است . لكن بايد توجه داشت كه گرچه قرآن مجيد از موضوعات متعددى سخن گفته وبه فنونى از دانش اشاره كرده ومجموع مطالب آن را مىتوان به دو بخش تقسيم كرد :
بخش اصلى : كه اين كتاب عظيم براي بيان آن نازل شده يعنى برنامههاى ديني وقوانين شرعي .
بخش فرعى وتبعي : كه ذكر آن براي تأييد وتسديد بخش أول يا به عنوان مثال ويا در مقام استدلال براي اثبات مطالب آن بخش است . اين تقسيم بدان جهت است
هامش
( 1 ) . سورهء طه ، آيهء 114 .
( 2 ) . سورهء بروج ، آيات 21 - 22 .