تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
هستى ومبدأ اين سير از حين بلوغ وكمال يافتن خرد انساني ومنتهاى آن ، از نظر انجام وظيفهء عملي مدت عمر ، واز نظر نتيجه‌گيرى پس از مرگ است . البتة بنا بر اين سه قول ، كلمهء « ص » ، از تشابه بيرون مىآيد وجزء محكمات كتاب مىشود ومطالبى كه در اين باره گفته شده ، بيش از اين است . أرجح أقوال ، قول أول است كه لفظ از متشابهات است ؛ زيرا صاحبان أقوال ديگر ، دليل قاطعى در دست ندارند . پس لفظ « ص » در اجمال خويش باقي است . وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ . اشباع سخن در معنى اين سه كلمه : « واو » قسم ، « قرآن » و « ذىالذكر » نيازمند به بيان سه امر است : أول آن‌كه قسم وسوگند بر دو قِسْم است : قَسَم بشر وقسم خداوند . اما قسم بشرى بر سه گونه است : 1 - قسم تحقيقى : كه براي تأكيد مطلبي خورده مىشود . « 1 » 2 - قسم مناشده : كه براي تأكيد درخواست به كار مىرود . اين قسم از نظر شرع بىاثر است ؛ يعنى براي طرف ديگر الزام‌آور نيست . « 2 » 3 - قسم عقدي : كه براي التزام به كارى خورده مىشود . « 3 » مثل واللَّه دروغ نخواهم گفت . واللَّه نصف درآمدم را در راه خير مصرف خواهم كرد . اين قسم ، سبب وجوب عمل ومخالفتش كفاره‌آور است ، وقسم بشرى مطلقاً به غير نام خدا نافذ نيست . واما پروردگار به هر چيزى مىتواند قسم بخورد وسوگند أو حكايت از قداست مورد قسم يا نفع عظيم آن مىكند . دوم : قرآن كه به معنى « خواندن » است ، « 4 » روشن‌ترين نام اين كتاب آسمانى است كه در اين آية مورد قسم واقع شده است .
هامش
( 1 ) . تحريرالوسيله ، ج 2 ، ص 111 . ( 2 ) . جواهرالكلام ، ج 35 ، ص 226 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . كتاب العين ، ج 5 ، ص 205 ؛ لسان العرب ، ج 1 ، ص 128 ( قرأ ) .