اللَّهُ الَّذِى خَلَقَكُم مِّن ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفًا وَشَيْبَةً يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَهُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ ؛ « 1 » خداست آن كسى كه از أول شما را از جسم ضعيف ( نطفه ) بيافريد . آن گاه از ضعف وناتوانى ( كودكى ) توانا كرد وباز از توانايى ( وقواى جوانى ) به ضعف وسستى وپيرى برگردانيد وأو هر چه بخواهد مىآفريند ؛ زيرا خداوند به تمام أمور ، دانا وبه هر چه خواهد تواناست .
خداوند در اين آية انسان را متوجه ضعف وناتوانى در مراحل زندگىاش مىنمايد كه زماني آن چنان موجودى ريز وناتوان است كه حتى با چشم غير مسلح ديده نمىشود وبعد از آن كه ساختمان خلتقش در رحم مادر تكامل يافت ، به صورت نوزادى متولد مىگردد ودر آن حال نيز چنان ضعيف است كه بايد مادر در خوردن شير به أو كمك نمايد تا رفته رفته ، دوران كودكى وطفوليت را سپرى نموده وبه دوره جوانى وقوت مىرسد وپس از مدتي مجدداً ناتوانى وضعف أو آغاز گرديده وبه مرحله پيرى وارد مىشود . در اين مرحله قواى جوانى به تحليل رفته واز نيروى بينايى وشنوايى چشم وگوش وساير اعضاى بدن كاسته مىشود . اين است كه بايد مانند دورهء كودكى ، در خوردن غذا هم به أو كمك كرد ودر هنگام حركت أو را يارى داد . آرى ، در اين دوران ، چشم از بينايى وگوش از شنوايى مىافتد واز آن قوس صعود جوانى رو به قوس نزول پيرى مىگذارد تا روح از بدنش مفارقت نموده ومرگش فرا رسد .
يك نيمدايرهاى را در نظر بگيريد كه دو طرف آن رو به پايين قرار داشته باشد . در اين صورت ، يك طرف آن تا به نيمه ، قوس صعود است واز نيمه به طرف ديگر ، قوس نزول . انسان هنگامى كه از مادر متولد مىگردد تا دوره جوانى در قوس صعود قرار دارد ؛ يعنى قواى جسمي وعقلي رشد مىكند وپس از طي اين دوره در قوس نزول قرار گرفته ونيروى جسمي أو رو به ضعف وناتوانى مىگذارد وهنگامى كه به
هامش
( 1 ) . سورهء روم ، آيهء 54 .