واين حكم ، دربارهء مادر ، اگر ارتزاق كودك غير از راه شير مادر ، ميسّر نيست ، واجب ؛ واگر ميسّر است ، مستحبّ است .
وبه هر حال ، مادر مىتواند اجرت ارضاع را از پدر بستاند ؛ وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ ؛ وروزى ولباس مادران شيرده به طرز شايسته ومعروف ، بر عهدهء كسى است كه فرزند ، از آنِ أو است - يعنى پدر كودك - خواه مادر أو در حال رضاع در زوحيّت أو باشد ، يا طلاق گرفته باشد ، يا آن كه بچّه از راه وطىِ شبهه ، متولّد باشد ؛ زيرا اين نفقه ، به خاطر كودك شيرخوار است .
لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا ؛ هيچ انساني جز به مقدار توان وطاقتش ، مكلّف نمىشود . پس اگر پدر از نفقهء مادران عاجز باشد ، از آنها ساقط ؛ وبر عهدهء خود مادران است . وهمهء اينها در صورتي است كه كودك ، خود ، مال وثروتى نداشته باشد ، وگرنه نفقهء أو ومادر ، بر عهدهء خود أو است .
لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ ؛ لا « تضارّ » ممكن است به صيغهء اسم فاعل باشد ، يا اسم مفعول . ومعنا آن كه : هرگز نبايد مادر به فرزندش ضرر برساند ، مثلًا بدون عذر ، به أو شير ندهد . وهرگز نبايد به مادر ، به خاطر فرزندش ، ضرر مالي وجانى برسد ، مثلًا : با وجود راهى ديگر براي ارتزاق بچّه ، به مادر تحميل شود ؛ ويا :
به رايگان ويا به كمتر از اجرت متعارف ويا با تضرّر مادر از دادنِ شير ، بر وى تحميل گردد . ونيز نبايد به پدر ، به خاطر طفل ، ضرر وآسيب برسد ؛ ومثلًا بيش از اجرت متعارف ، از وى گرفته شود .
وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذلِكَ ؛ وبر وارث پدر نيز همين وظايف ، ثابت است . مثلًا اگر پدر شيرخوار بميرد وبرادر وخواهر واجدادى داشته باشد ، اگر از وى ثروتى مانده ، وارث در اين جا خود أو است ؛ ونفقهء مادر ، به طرز فوق ، بر عهدهء خود أو است ، كه بايد وليّش مصرف نمايد ؛ واگر ارثى نمانده باشد ، طبعاً وارثِ پدر ، أجداد طفل است كه وظيفهء فوق را عمل مىكنند .
فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ ؛ واگر پدر ومادر ، طبق تراضى وپس از
تفسير مبسوط — صفحة 190
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٩٠