تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
لغت : حطام يعنى شكسته و ريزريز شده . تفكّه به معنى تعجّب هم آمده است . تفسير : آيا آنچه را كِشت مىكنيد ديده‌ايد ؟ يا خبر دهيد از تخمى كه در زمين مىافكنيد و پنهان مىكنيد ؛ آيا شما آن را مىرويانيد يا ما با قدرت كاملهء خود رويانندهء آن هستيم ؟ ! و چون در اين باب نزاع نداريد ؛ بلكه به زارعيت ما اقرار داريد ؛ پس چرا انديشه نمىكنيد تا بدانيد آن ذاتى كه قادر باشد بر رويانيدن زرع از حبّهء صغيره و ايجاد حبوب كثيره از آن ، قادر خواهد بود بر اعادهء خلق بر آن طور كه بوده‌اند . از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمود : لَايَقُولَنَّ أحَدُكُمْ : زَرَعْتُ ! وَلْيَقُلْ : حَرَثْتُ « 1 » : نگويد يكى از شما : زراعت كردم ! بلكه گويد : حرث نمودم . زرع عبارت است از رويانيدن نباتات ، و آن فعل خداى متعال است ؛ و حرث كه شكافتن زمين و دانه زير خاك نمودن است فعل شماست . لَوْ نَشَآءُ لَجَعَلْنهُ حُطمًا . . . : اگر ارادهء حتمى كنيم مسلّماً كشت شما را خار و خاشاك مىگردانيم ، پس شما از روى تعجب و تأسف گوييد : إِنَّا لَمُغْرَمُونَ . . . : حقّاً كه ما غرامت زده‌ايم و خرج‌هايى كه كرديم از بين رفت ! بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ . . . : بلكه ما محروم و بدبختيم ! يا ملامت كنيد نفس خود را بر تقصير در طاعت كه سبب آن خسارت شده است و پيوسته بر سبيل تأسف و تعجب با يكديگر گوييد : ما هلاك شدگانيم ؛ زيرا حاصل كار ما كه روزىِ ما بود و خرج‌هايى كه كرديم از بين رفت ؛ بلكه ما محروم و بىبهره ماندگانيم ! وجه ترقّى از مغرم به محروم آن است كه محروم كسى را گويند كه هيچ چيز نداشته باشد ، و مغرم آن كه او را فى الجمله چيزى باشد . انس بن مالك روايت نموده كه روزى حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله به زمينى ناكشته گذر فرمود ،
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 9 ، ص 160 .