تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
تا اين نجات نعمتى از جانب ما بر لوط و دخترانش باشد . اين گونه پاداش مىدهيم هر كه را شكرگزار نعمت‌هاى ما باشد كه از مهم‌ترين آنها فرستادن پيامبران و نازل كردن كتاب‌هاى آسمانى است و شكر اين نعمت اين است كه به آنها ايمان آورده و امرشان را اطاعت نمايد . حقّاً كه لوط انذار كرد آنها را از مؤاخذهء شديد ما كه اهلاك و تعذيب باشد ؛ ولى آنها از روى عناد در انذارها جدل و ترديد نمودند . و همانا از او درخواست تسليم ميهمانانش را كردند ، و او ايشان را پند مىداد كه از اين خواستهء زشت صرف نظر كنيد ! و ايشان با او در اين باره مجادله مىكردند . پس ما چشم‌هاى آنان را محو و كور نموديم و گفتيم : پس بچشيد عذاب و كيفر انذار مرا كه پيامبر ما مىگفت و شما تكذيب مىكرديد ! و البته در سپيده‌دم عذابى پايدار به آنها رسيد . يعنى عذاب سنگباران ، پيوسته به عذاب مرگ و برزخ ، متصل به عذاب قيامت و جهنّم . يعنى آن عذاب از ايشان مرتفع نشد تا همهء ايشان را هلاك كرد و به آتش جهنّم متصل ساخت . و گفتيم به ايشان : بچشيد عذاب و كيفر انذار مرا كه پيامبر ما مىگفت و شما تكذيب مىكرديد . و به راستى ما قرآن را براى تذكّر و پندآموزى ، آسان و قابل فهم كرديم ، پس آيا پند گيرنده‌اى هست كه پند گيرد و متذكر شود ؟

[ قصهء قوم فرعون ]

( آيهء 41 - 42 ) ( وَ لَقَدْ جَآءَ ءَالَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ * كَذَّبُواْ بَايتِنَا كُلّهَا فَأَخَذْنهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ )