تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
تفسير : قوم صالح از او معجزه‌اى خواستند كه به پندار آنها امكان‌پذير نبود ، آنها از او خواستند شتر ماده‌اى را از سنگ بيرون آورد . خداوند مىفرمايد : به صالح گفتيم : همانا ما آن شتر ماده را كه خواستند به طريق اعجاز به وجود آوريم ، براى آزمايش آنها مىفرستيم يا فرستاديم تا بر همه روشن شود كه آنها پس از ديدن معجزه ، پيامبرى صالح را مىپذيرند يا نه ؟ پس مراقب آنها يا در انتظار عاقبت آنها باش و صبر پيشه كن و در عذاب ايشان پيش از وقتى كه مقرّر شده تعجيل مكن . و به آنها آگاهى ده كه آب چشمه در ميانشان تقسيم شده است ، و روزى سهم آنها و روزى از آنِ شتر است . هر نوبت صاحب همان نوبت حاضر خواهد بود و در نوبت ديگرى از نصيب او نياشامند . نقل شده : روزى كه نوبت شتر بود به عوض آن آن قدر شير به ايشان مىداد كه در آن روز ايشان را از آب مستغنى مىكرد . پس ناقه در روز نوبت خود مىآمد و جملهء آب را مىخورد و عوض آن شير به ايشان مىداد و روز ديگر هيچ از آب نمىخورد و آن را به ايشان وا مىگذاشت و به هيچ كدام از ناحيهء اين تقسيم ضررى نرسيد . مدتى بر اين منوال گذشت ، پس بعضى به بعضى گفتند : ما راضى به اين قسمت‌بندى نيستيم ، ناقه را پى كنيد تا راحت شويم . و مزدورى بسيار شقى و بدبخت براى اين كار حاضر شد . پس آنها براى كشتن آن شتر اجتماع كردند و يارشان ( آن شقى ) را فرا خواندند ، پس او شمشير برگرفت و شتر را پى كرد و عذاب بر آنها نازل شد . پس چگونه بود عذاب من و هشدار و بيم من ؟ ! ما بر سر آنها يك بانگ و فرياد سهمگين فرستاديم ( به اين كه خداوند صدايى ايجاد كرد يا به واسطهء فرشته اين كار انجام شد ) ، پس همهء آنها به حالت چوب‌هاى خشك و شكسته و علف‌هاى خشك كه صاحب آغل تهيه مىكند درآمدند . خلاصهء كلام آن كه بعد از هلاك شدن ، متشتت و خرد و ريزريز گشتند مانند گياه خشك خرد گشته .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 52 | الشيخ علي المشكيني