تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
گفته شده : شايد چون تكذيب يك پيامبر ، تكذيب همهء پيامبران است ، به جاى « نذير » صيغهء جمع آن كه « نُذُر » مىباشد آمده است ؛ امّا ظاهراً « نذر » در اين موارد به معنى إنذار و مفرد است و بنابراين بايد مفرد ترجمه شود . پس قوم صالح در جواب ادّعاى پيامبرى او گفتند : آيا ما بشرى را كه تنهاست و اقوام ندارد و از طبقهء پايين ماست ، نه فرشته است و نه جن - يعنى مثل خود ماست و هيچ مزيتى و فضيلتى ندارد - پيروى كنيم ؟ ! در اين هنگام ما در گمراهى و جنون خواهيم بود . آيا وحى و كتاب پندآموز از ميان ما تنها بر او القاء شده است ؟ نه ؛ بلكه او دروغ‌پردازى متكبر و هواپرست است . خداوند در ردّ گفتار آنها مىفرمايد : به زودى فردا خواهند فهميد كه دروغ پرداز متكبر و هواپرست كيست ؟ ! يعنى در پايان كار بر ايشان ظاهر شود كه كذّاب اشر حضرت صالح است يا آنها كه مكذِّب او هستند ؟ ! ( آيهء 27 - 32 ) ( إِنَّا مُرْسِلُواْ النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ * وَ نَبّئْهُمْ أَنَّ الْمَآءَ قِسْمَةُ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ * فَنَادَوْاْ صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ * فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَ نُذُرِ * إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَ حِدَةً فَكَانُواْ كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ * وَ لَقَدْيَسَّرْنَا الْقُرْءَانَ لِلذّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ) لغت : ارتقاب يعنى انتظار . محتضر اسم مفعول به معنى حاضر شده . عَقَرَ يعنى ناقه را پى كرد و از پا درآورد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 51 | الشيخ علي المشكيني