تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
يعنى بعد از آن كه عطش ايشان به نهايت رسيده باشد ايشان را ، از آب چشمه‌اى كه به غايت گرمى رسيده بياشامانند . لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ : خوراكى براى آنها نيست جز از خار خشكيده تلخى كه حيوانات هم آن را نمىخورند . لَّا يُسْمِنُ وَ لَايُغْنِى مِن جُوعٍ : خوراكى كه نه فربهى مىآورد و نه گرسنگى را دفع مىكند . يعنى مقصود از طعام يكى از دو چيز است : فربهى و رفع گرسنگى ، و هيچ يك از اين دو در جهنّم نباشد . ( آيهء 8 - 11 ) ( وُجُوهٌ يَوْمَلِذٍ نَّاعِمَةٌ * لّسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ * فِى جَنَّةٍ عَالِيَةٍ * لَّاتَسْمَعُ فِيهَا لغِيَةً ) لغت : ناعمه يعنى داراى انواع نعمت‌ها . يا ناعمه به معنى نرم و صاف است . لاغيه يعنى سخن لغو و بيهوده . تفسير : بعد از وصف اهل جهنّم ، در وصف اصحاب بهشت فرمايد : چهره‌هايى در آن روز تازه و باطراوت‌اند و اثر بهجت و سرور در آنها پيداست . از كوشش‌ها و اعمالى كه در دنيا انجام داده‌اند راضى و خشنودند . مراد آن است كه چون نفع اعمال و جزاى عبادت ايشان بر ايشان ظاهر شود ، راضى و خشنودند . فِى جَنَّةٍ عَالِيَةٍ : در بهشتى برين و و الا رتبه‌اند . لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لغِيَةً : هرگز در آن جا سخنى لغو و بيهوده نمىشنوى و نمىشنوند . يعنى كلام بهشتيان همه ذكر و حمد باشد .