يعنى بعد از آن كه عطش ايشان به نهايت رسيده باشد ايشان را ، از آب چشمهاى كه به غايت گرمى رسيده بياشامانند .
لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ : خوراكى براى آنها نيست جز از خار خشكيده تلخى كه حيوانات هم آن را نمىخورند .
لَّا يُسْمِنُ وَ لَايُغْنِى مِن جُوعٍ : خوراكى كه نه فربهى مىآورد و نه گرسنگى را دفع مىكند .
يعنى مقصود از طعام يكى از دو چيز است : فربهى و رفع گرسنگى ، و هيچ يك از اين دو در جهنّم نباشد .
( آيهء 8 - 11 ) ( وُجُوهٌ يَوْمَلِذٍ نَّاعِمَةٌ * لّسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ * فِى جَنَّةٍ عَالِيَةٍ * لَّاتَسْمَعُ فِيهَا لغِيَةً )
لغت :
ناعمه يعنى داراى انواع نعمتها . يا ناعمه به معنى نرم و صاف است .
لاغيه يعنى سخن لغو و بيهوده .
تفسير :
بعد از وصف اهل جهنّم ، در وصف اصحاب بهشت فرمايد :
چهرههايى در آن روز تازه و باطراوتاند و اثر بهجت و سرور در آنها پيداست .
از كوششها و اعمالى كه در دنيا انجام دادهاند راضى و خشنودند .
مراد آن است كه چون نفع اعمال و جزاى عبادت ايشان بر ايشان ظاهر شود ، راضى و خشنودند .
فِى جَنَّةٍ عَالِيَةٍ : در بهشتى برين و و الا رتبهاند .
لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لغِيَةً : هرگز در آن جا سخنى لغو و بيهوده نمىشنوى و نمىشنوند . يعنى كلام بهشتيان همه ذكر و حمد باشد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 443
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٤٣