لغت :
مذكّر در اصل « متذكر » بوده . مصيطر اسم فاعل به معنى مسلّط و سلطه دارنده .
تفسير :
پس تذكّر ده كه تو به عنوان پيامبر فقط تذكّردهندهاى و اگر از روى عناد در دلايل مذكوره نظر نكنند و متذكّر نشوند تا هدايت يابند ، مغموم و محزون مشو ؛ زيرا كه وظيفهء تو همين تبليغ و تذكّر است .
تو بر آنها مسلط نيستى . نه بر قلب آنها كه به ايمان مجبورشان كنى ، و نه بر جامعهء آنها كه به زور بر آنها حكومت كنى ، و نه بر سرنوشت آنها كه كيفر اخروىشان دهى .
إِلَّا مَن تَوَلَّى . . . : به تذكّرات خود ادامه بده ؛ لكن كسى كه پس از تذكّرات تو روى گرداند و كفر ورزد و حق را نپذيرد و بپوشاند .
پس خداوند او را به عذاب بزرگتر كه عذاب آخرت باشد كه از عذابهاى دنيا بزرگتر است معذّب خواهد كرد .
( آيهء 25 و 26 ) ( إِنَّ إِلَيْنَآ إِيَابَهُمْ * ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُم )
تفسير :
به يقين بازگشت همه آنان به سوى ماست .
سپس بىترديد حساب آنان بر عهدهء ماست .
يعنى اعمال ايشان را محاسبه خواهيم كرد و همه را به جزا و سزاى اعمالشان خواهيم رساند . اين آيه جامع است وعد را نسبت به مؤمنان و مطيعان ، و وعيد را نسبت به كافران و عاصيان ، و مفيد دو حكم است : وعد به پيغمبر كه اندوه و ملال به خاطر مبارك راه مده ؛ زيرا كفّار اگرچه با تو معاندت مىكنند و ايذا و آزار به تو مىرسانند ، بازگشت همهء ايشان به سوى ما و مجازات ايشان بر ماست . و ديگر وعيد به كفّار كه آنها گمان نكنند كه يوم الحساب و العقاب در كار نيست ؛ زيرا به زودى در عالم ديگر به جزا خواهند رسيد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 446
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٤٦