اعراب و لغت :
يعرضوا جواب شرط و مجزوم . مستمر اسم فاعل از باب استفعال است .
تفسير :
و چون نشانه و معجزهاى كه دليل صدق ادّعاى پيامبرى اوست بينند اعراض كنند و روى گردانند و گويند : سحرى است دائمى كه هميشه از اين شخص سر مىزند و معجزهء الهى نيست !
رفع شبهه : اين كه همهء مورخان ، اين حادثه عظيم را نقل نكردهاند براى اين است كه انشقاق قمر در شب بوده و شب هم ( در آن زمانها ) وقت خواب و غفلت بوده است ، خصوصاً در سردى هوا كه مردم در خانهها درها را مىبستند و مىنشستند . پس از امور سماويه غالباً اطلاع پيدا نمىكردند ، مگر آنان كه منتظر وقوع حادثهء سماويه بودند . آيا نمىبينى بسا خسوف قمر در شب واقع شود خصوصاً در نيمهء شب و غالب مردم اطلاع نيابند ؟ و زمان انشقاق قمر هم طولانى نبوده تا آنان كه ديدند بروند ديگران را خبردار كنند .
( آيهء 3 ) ( وَ كَذَّبُواْ وَ اتَّبَعُواْ أَهْوَآءَهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ )
لغت و اعراب :
أهواء جمع « هوى » به معنى هواى نفس . كلّ أمرٍ مستقر مبتدا و خبر ، و واو حاليه ، و جملهء بعد از آن حال است .
تفسير :
و با اين كه براى آنها معجزه ارائه كردى :
تو و قرآن تو را تكذيب كردند و با ظاهر شدن حق آن را نپذيرفتند و از هواهاى نفسانى
تفسير روان (فارسى) — صفحة 44
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٤