جسمانى خود تا بداند كه آن سالم است همين طور لازم است كه نظر كند به غذاى روحانى خود يعنى علم ، تا بداند كه آيا علمى است از جانب خداوند تا غذاى سالمى باشد براى روح ؟ پس سزاوار باشد كه انسان اخذ نمايد علم خود را از اهل بيت نبوّت ، چون ايشان محل وحى و سرچشمهء حكمت مىباشند و اخذكنندهاند علوم خود را از خداى متعال ، تا صلاحيت داشته باشد براى غذاى روح ، نه از ديگران كه بين ايشان و بين خدا رابطهاى نيست ، نه از جهت وحى و نه از بابت الهام .
بنابراين مراد از طعام هر دو باشد : يكى غذاى بدن و ديگرى غذاى روح ، و دومى بايد از جانب خدا باشد .
[ حوادث قيامت ]
( آيهء 33 - 37 ) ( فَإِذَا جَآءَتِ الصَّآخَّةُ * يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ * وَ أُمّهِى وَ أَبِيهِ * وَ صحِبَتِهِى وَ بَنِيهِ * لِكُلّ امْرِىٍ مّنْهُمْ يَوْمَلِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ )
لغت :
صاخّة صدا و فرياد بسيار بلند و شديد .
تفسير :
بعد از ذكر نعمتهاى دالّ بر وجود صانع عالم و قدرت او بر جميع امور ، كه از جملهء آن حشر و نشر و معاد است ، ذكر احوال قيامت مىنمايد :
پس هنگامى كه صيحهء گوشخراش ( نفخهء دوم صور ) در رسد ؛
روزى كه آدمى از برادرش ( با وجود انس و ملاحظه و مهربانى كه ميان آنها بوده ) مىگريزد ؛
و از مادر و پدرش نيز ، با وجود محبت و لطف فراوانى كه از آنها ديده ، و نيز از همسر با آن كه انيس او بوده ، و پسرانش كه باعث پشتگرمى او بودهاند .
و فرار از اقربا به جهت اشتغال او باشد به كار خود و اضطرار او به احوال خود ،