تفسير :
و در صحف ابراهيم و موسى است اين كه انتهاى سير عمل هر عاملى و حركت هر موجودى در جهان هستى به سوى پروردگار تو است .
و برخى در معنى آيه گفتهاند : انتهاى فكر انسان به پروردگار است و هنگامى كه به ذات او رسيد جاى فكر كردن نيست زيرا ذات خدا براى مخلوق او قابل درك نيست .
1 - از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله است كه فرمود :
لَافِكْرَةَ فِى الرَّبِّ . « 1 »
2 - نيز فرمود :
تَفَكَّرُوا فى آلَاءِ اللَّهِ ، وَلَا تَفَكَّروا فى ذَاتِ اللَّهِ « 2 »
: تفكّر نماييد در نعمتهاى الهى و در ذات او تفكّر مكنيد .
3 - حضرت صادق عليه السلام در اين آيه فرمود :
إذَا انْتَهَى الْكَلَامُ إلَى اللَّهِ فَأمْسِكُوا : « 3 »
وقتى كلام به خدا منتهى شود پس بازايستيد و از آن بگذريد .
و فرمود :
يَا بْنَ آدَمَ لَوْ أكَلَ قَلْبَكَ طَائِرٌ لم يُشبِعْهُ ، وَبَصَرُكَ لَوْ وُضِعَ عَلَيْهِ خَرْقُ إبْرَةٍ لَغَطَّاهُ ، تُريدُ أنْ تَعْرِفَ بِها مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَالْأرْضِ « 4 » :
اى فرزند آدم ، اگر مرغى دل تو را بخورد ، سير نشود ، و اگر به مقدار سوراخ سوزنى بر چشم تو چيزى واقع شود چشم تو را از ديدن بپوشاند و تو مىخواهى به اين دل و ديده ، ملكوت آسمان و زمين را بشناسى ؟ ! پس هرگاه تفكّر در كنه مخلوقات الهى متعذِّر باشد و به جايى نرسد ، پس در ذات او به طريق اولى غير ممكن است و به جايى نمىرسد .
4 - روزى حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله به مسجد آمد ، به اصحاب فرمود چه مىكنيد ؟ گفتند : در خدا فكر مىنماييم ! فرمود :
تَفَكَّرُوا فِى الْخَلْقِ ، وَلَا تَتَفَكَّروا فِى الْخَالِقِ ؛ فَإنَّ الْفِكْرَ لَايُحيطُ بِهِ « 5 »
: در مخلوقات تفكّر كنيد نه در خالق ؛ زيرا فكر به ذات الهى احاطه ننمايد .
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 9 ، ص 91 .
( 2 ) . مدرك ياد شده .
( 3 ) . كتاب التوحيد ، باب 67 ، ص 456 ، ح 9 .
( 4 ) . همان مدرك ، ص 455 ، ح 5 .
( 5 ) . منهج الصادقين ، ج 9 ، ص 91 و جهت تحقيق بيشتر به روايات 13 و 14 از باب 67 كتاب التوحيد مراجعه كنيد .