[ نفى جبر از كفر ]
( آيهء 10 و 11 ) ( وَ قَالُواْ لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِى أَصْحبِ السَّعِيرِ * فَاعْتَرَفُواْ بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِاَصْحبِ السَّعِيرِ )
اعراب :
سحقاً مفعول « ألزمهم اللَّه » مقدَّر است .
تفسير :
و نيز از روى تأسف و حسرت گويند : اگر ما جدال نمىكرديم و به خاطر دلايل روشنى كه آنان بر پيامبرى خود داشتند بر آنها اعتماد مىكرديم و سخن آنها را مىشنيديم يا در محتواى دعوت آنها تعقّل و فكر مىكرديم و آنچه عقلمان حكم مىكرد در اعتقاد و عمل به آن پايبند مىشديم ، امروز از جهنميان و اصحاب سعير و آتش فروزان دوزخ نبوديم .
حاصل آن كه : اگر ما انذار ايشان را استماع مىكرديم مانند استماع طالبان حق ، يا تعقّل مىنموديم - مانند تعقّل متأملان و تفكّر مستبصران - به عذاب جهنّم گرفتار نمىشديم .
فَاْعْتَرَفُواْ . . . : پس به گناهشان كه كفر و تكذيب پيامبران از روى عناد و حقناپذيرى و بىفكرى بوده اعتراف مىكنند .
پس مرگ و دورى از رحمت خدا باد بر اهل آتش فروزان كه اين اعترافكنندگان از جملهء آنها هستند .
تنبيه : آيه دليل است بر بطلان قول مجبره ؛ زيرا اگر كفر اختيارى ايشان نبود اعتراف نمىكردند ؛ بلكه مىگفتند : ما را در آن اختيارى نبود و به آن مُلجأ و مجبور بوديم !
( آيهء 12 ) ( إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ )