لغت :
طباق در اين جا به معنى روى هم قرار گرفتن است .
فطور يعنى اختلال و سستى .
[ آفرينش بىاشكال ]
تفسير :
همان خدايى كه هفت آسمان را طبقههايى روى هم آفريد ، ( نگاه كن ) هرگز در آفرينش خداى رحمان از نظر زيبايى و استوارى و اتفاق صنع تفاوت و ناهمگونى و بىتناسبى نمىبينى ؛ بلكه همه را در احكام و اتقان و نظم كامل مىبينى ، پس بار ديگر بنگر آيا در خلقت آنها هيچ خلل و خلاف حكمت مىبينى ؟ هرگز .
يعنى اگر شبهه دارى ، ثانياً نگاه كن تا هيچ شبههاى برايت باقى نماند .
( آيهء 4 ) ( ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئًا وَ هُوَ حَسِيرٌ )
لغت :
خاسئاً اسم فاعل به معنى خوار ، و حسير به معنى خسته و وامانده .
تفسير :
سپس بار ديگر به جهان هستى نگاه كن كه پس چشم تو يا چشم دل تو خوار و وامانده از ديدن نقص و خللى در آفرينش به سوى تو باز مىگردد .
مقصود اين است هر چه بيشتر نگاه كنى و خيره شوى و دقت نمايى بيشتر به اتقان و نظم جهان پى مىبرى .
( آيهء 5 ) ( وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَآءَ الدُّنْيَا بِمَصبِيحَ وَ جَعَلْنهَا رُجُومًا لّلشَّيطِينِ وَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ )