تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
لغت : طباق در اين جا به معنى روى هم قرار گرفتن است . فطور يعنى اختلال و سستى .

[ آفرينش بىاشكال ]

تفسير : همان خدايى كه هفت آسمان را طبقه‌هايى روى هم آفريد ، ( نگاه كن ) هرگز در آفرينش خداى رحمان از نظر زيبايى و استوارى و اتفاق صنع تفاوت و ناهمگونى و بىتناسبى نمىبينى ؛ بلكه همه را در احكام و اتقان و نظم كامل مىبينى ، پس بار ديگر بنگر آيا در خلقت آنها هيچ خلل و خلاف حكمت مىبينى ؟ هرگز . يعنى اگر شبهه دارى ، ثانياً نگاه كن تا هيچ شبهه‌اى برايت باقى نماند . ( آيهء 4 ) ( ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئًا وَ هُوَ حَسِيرٌ ) لغت : خاسئاً اسم فاعل به معنى خوار ، و حسير به معنى خسته و وامانده . تفسير : سپس بار ديگر به جهان هستى نگاه كن كه پس چشم تو يا چشم دل تو خوار و وامانده از ديدن نقص و خللى در آفرينش به سوى تو باز مىگردد . مقصود اين است هر چه بيشتر نگاه كنى و خيره شوى و دقت نمايى بيشتر به اتقان و نظم جهان پى مىبرى . ( آيهء 5 ) ( وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَآءَ الدُّنْيَا بِمَصبِيحَ وَ جَعَلْنهَا رُجُومًا لّلشَّيطِينِ وَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ )