[ اميد به زمين و بيم از آن ]
( آيهء 15 ) ( هُوَ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُواْ فِى مَنَاكِبِهَا وَ كُلُواْ مِن رّزْقِهِ وَ إِلَيْهِ النُّشُورُ )
لغت :
ذلول يعنى رام ، و مناكب جمع « مِنكب » و آن به معنى شانه است .
تفسير :
اوست كه زمين را به هموار نمودن سطح آن و ايجاد حركت وضعى و انتقالى در آن براى شما رام نمود ، پس بر دوشهاى آن راه رويد ( و همه جاى جسم كروى ، دوش آن است ) و از روزى او كه نباتات و درختان ميوه و غيره است بخوريد و بهرهمند شويد و بدانيد كه فرمان برانگيختن و زنده شدن شما از قبور به دست اوست و حضور زندهشدگان هم به سوى اوست .
( آيهء 16 ) ( ءَأَمِنتُم مَّن فِى السَّمَآءِ أَن يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ فَإِذَا هِىَ تَمُورُ )
لغت :
خسف يعنى فرو بردن . و تمور فعل مضارع يعنى مىلرزد .
تفسير :
آيا از فرشتگانى كه در آسماناند و مطيع اراده و فرمان خدا هستند ( يا از خدايى كه در آسمان است يعنى فرمانش در آن جا جارى است و توسط فرشتگان حضور پرقدرتش آن جا است ) ايمنيد از اين كه شما را در زمين فرو برند ( يا فرو برد ) و به ناگاه زمين به موج و