مىشود . بلكه در حقيقت هم اكنون او مالك حقيقى است كه به بندگان اجازهء تصرّف داده است و روزى با مرگشان اين امكان تصرّف از آنها گرفته خواهد شد . پس چون مىدانيد كه اين اموال در دست شما باقى نخواهد ماند ، پس انفاق آن از جهت آن كه موجب عوض و ثوابى است كه باقى خواهد ماند ، اولى و احق مىباشد .
بعد از آن ، تفاوت ميان انفاقكنندگان را از حيث سبق و قوّت يقين و شدّت حاجت بيان فرمايد :
هرگز كسانى از شما كه پيش از فتح مكّه و قوى شدن مسلمانها و پيش از بىنياز شدن از جنگِ با دشمنان خدا انفاق كردند و جهاد نمودند ، با ديگران كه پس از فتح مكّه و قوى شدن مسلمانها و بىنياز شدن از جنگ انفاق كردند نزد خدا يكسان نيستند ؛ بلكه آنها از حيث درجه و مرتبه بزرگترند و خداوند به همهء آنها وعدهء پاداش نيكو داده ( اما با تفاوت درجات ) و خدا از آنچه عمل مىكنيد و به جا مىآوريد آگاه است .
و مىداند كه انفاق و جهاد هر كس بر وجه اخلاص است يا ريا ، و همه را بر وفق نيّات ، جزا و سزا خواهد داد .
[ شرايط دهگانهء قرض الحسنه ]
( آيهء 11 ) ( مَّن ذَا الَّذِى يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ )
تفسير :
كيست كه به خداوند وام دهد وامى نيكو با طيب نفس و نيّت خالص ، از بهترين اموال و به نيازمندترين اشخاص تا خدا آن را براى او چند برابر كند و او را در آخرت پاداشى پرارج و پسنديده باشد ؟ !
تعبير از انفاق به قرض به جهت آن است كه همچنان كه قرض ، واجب العوض است انفاق نيز امرى لازم الاجر است ؛ پس منفق مانند كسى است كه قرض دهد .
تنبيه : برخى از بزرگان فرمودهاند : قرضِ حَسَن كه همان صدقه است [ يا با فضيلتترينش ] آن است كه جامع اوصاف دهگانه باشد ( برخى از اين اوصاف شرط