و گويند : در ميان عرب درختى است كه ثمرهء آن بسيار كريه و قبيح است و آن را « رؤوس الشياطين » مىنامند ، حق تعالى زقوّم را تشبيه به آن فرموده است .
( آيه 66 - 68 ) ( فَإِنَّهُمْ لَأَكِلُونَ مِنْهَا فَمَالُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ * ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْهَا لَشَوْبًا مّنْ حَمِيمٍ * ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْلَإِلَى الْجَحِيمِ )
تفسير :
پس همانا كه آنها چندان از آن درخت يا ثمرهء آن مىخورند كه شكمهاشان را از آن پر مىكنند .
روايت شده است كه خداوند ، گرسنگى را بر ايشان مسلّط سازد بر وجهى كه به جهت شدّت آن ، عذابهاى ديگر را فراموش كنند و از مالك ( نام فرشتهاى است كه در آن جا مىباشد ) طلب طعام كنند . مالك ميوهء درخت زقّوم با برگهاى آن را به خورد ايشان دهد ، و آنها از شدّت گرسنگى شكمها را پر كنند . بعد از آن تشنگى بر آنها غالب شود و طلب آب كنند ، و مالك بعد از مدّتى آبى كه در نهايت گرمى است به ايشان دهد . « 1 » ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ . . . : سپس براى آنها روى آن غذا آشاميدنىاى است كه آميختهاى از آب جوشان است .
سپس بازگشت ايشان بعد از خوردن زقّوم و آشاميدن حميم به سوى جهنّم سوزان است . شايد مقصود اين باشد كه در جهنّم و جحيم بودنشان ادامه دارد .
( آيه 69 و 70 ) ( إِنَّهُمْ أَلْفَوْاْ ءَابَآءَهُمْ ضَآلّينَ * فَهُمْ عَلَى ءَاثرِهِمْ يُهْرَعُونَ )
لغت :
يهرعون مضارع مجهول ، و مصدر آن « هرع » و آن به معنى شتاب كردن است .
هامش
( 1 ) . به مجمع البيان ، ج 4 ، ص 446 رجوع شود .