تفسير :
بعد از آن به جهت تنبيه بندگان تا مرتكب معاصى نشوند و دوزخ را بر بهشت اختيار نكنند به طريق استفهام تقريرى فرمايد :
اى كسانى كه داراى عقل و ادراك هستيد ، آيا آنچه ياد شد از نعمتهاى بهشتى و لذّت و سرور آن ، از نظر پذيرايى بهتر است يا درخت زقوّم كه براى پذيرايى جهنميان است ؟
كفّار چون شنيدند كه درخت زقّوم در جهنّم باشد با يكديگر گفتند : چگونه مىشود درخت در آتش باشد و بماند و حال آن كه آتش حتى آهن را مىگدازد ، پس قول اين شخص واقعيت ندارد و از پيش خود مىگويد ، حق تعالى فرمود :
[ درخت زقّوم و خورندگان آن ]
( آيه 63 - 65 ) ( إِنَّا جَعَلْنهَا فِتْنَةً لّلظلِمِينَ * إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِى أَصْلِ الْجَحِيمِ * طَلْعُهَا كَأَنَّهُو رُءُوسُالشَّيطِينِ )
لغت :
طلع يعنى شكوفه .
تفسير :
حقّاً كه ما آن ( درخت زقوّم ) را وسيلهء عذاب ستمكاران قرار دادهايم .
آن درختى است كه از قعر جهنّم سر برمىآورد ، تنهاش در كف جهنّم مىرويد و شاخههايش به دركات بالا مىرسد .
شكوفهاش گويى سرهاى شياطين است در اين كه در اذهان مردم ، زشت و زيانآور است .
نكته : اين تشبيه تخييلى است ، چه شيطان به خاطر شرور بودن در ذهن همگان زشت صورت و كريه منظر است ، و لذا هر صورتى را كه كريه و قبيح است به شيطان تشبيه مىكنند و صورت او را به اقبح وجهى تصوير مىكنند .