عقل و علم و فكر باشد .
أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ : يا گوش فرا دهد به اين اخبار و مواعظ و سرگذشتهاى ملّتها در حالى كه دل او حاضر و گواه حقايق باشد تا معانى و مقاصد را دريابد و در او اثر گذارد ؛ زيرا كسى كه دل او حاضر نباشد ، در حكم غايب است ؛ و استماع او به منزلهء عدم است ؛ زيرا فايدهاى بر آن مترتب نيست .
تنبيه : محققان فرمودهاند گوش دادن به قرآن چنان بايد كه گوييا از پيغمبر مىشنود ، پس ترقى نمايد چنان داند كه از جبرئيل عليه السلام استماع مىكند ، و بعد از آن از اين مرتبه بالاتر رود و چنان پندارد كه از حق تعالى مىشنود .
و لفظ شهيد به كسى گويند كه نزد قائل حاضر باشد نه نزد مخبر ، يعنى از گوينده شنود نه از خبردهنده ؛ زيرا غايب از مخبر شنود و حاضر از متكلم .
و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه فرمود : تكرار قرآن مىكردم تا وقتى كه از متكلم آن شنيدم . « 1 »
تتمّه : شبههاى نيست كه قرآن مجيد متضمّن مواعظ بسيار و نصايح بىشمار و ناصح امين و برهان متين است ، و هر كه به عينِ انصاف به آن نظر كند و گوش هوش به آن بدارد ، او را از وادى ضلالت و حيرت برهاند و هادى و رهنماى او شود و سعادت ابدى و بهشت جاودانى را دريابد .
وكيع كه يكى از راويان اهل سنّت است نقل نموده كه : روزى دو شتر در نهايت زيبايى خدمت حضرت رسالت صلى الله عليه و آله به هديه آوردند . حضرت به اصحاب فرمود : كيست از شما كه دو ركعت نماز گزارد به وجهى كه در آن قلبش متوجه دنيا نشود ، تا من يكى از اين دو شتر را به او بدهم ؟ حضرت امير المؤمنين عليه السلام مشغول به نماز شد ، بعد از فراغ ، جبرئيل نازل شد و گفت : خداى متعال فرمايد : يكى از اين دو شتر را به على بن ابى طالب عطا فرما . حضرت فرمود : على در تشهد به خاطرش رسيد هر كدام بهتر باشد آن را خواهم كه به من دهد . جبرئيل عرض كرد : يا محمد ، اين فكر على متعلق به آخرت بود ؛ زيرا مقصودش آن بود كه آن را در راه خدا انفاق نمايد . پس حضرت
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 9 ، ص 25 .