هستى را حافظ است و از هر حادثه و تغييرى محفوظ است .
و هرگاه نزد ما اين نوع كتابى است كه شامل جميع جزئيات است ، پس چگونه عالم به اجزاى پوسيدهء بدنهاى مردگان نباشيم و بر احياى آن قدرت نداشته باشيم ؟ !
معاد جسمانى عبارت است از بازگشت ارواح به اجساد ، و اجزاى متفرقهء بدن مردگان ، معدوم صرف نخواهد شد . بلكه متفرق و متشتّت و مخلوط در اماكن متفرقه است و خداى تعالى عالم است به هر جزء از اجزاى آن كه واقع در چه محلّ و در كدام مكان قرار دارد و به چه كيفيت است ؟ اگرچه ذرّات متشتّت در هوا و در درياها باشند ، پس همهء آنها را به علم ازلى خود مىداند و به قدرت كاملهء خود در روز قيامت جمع و زنده مىنمايد .
( آيهء 5 ) ( بَلْ كَذَّبُواْ بِالْحَقّ لَمَّا جَآءَهُمْ فَهُمْ فِى أَمْرٍ مَّرِيجٍ )
لغت :
مريج به معنى مخلوط و مختلط است و در اين جا شايد كنايه از تحيّر و اضطراب باشد .
تفسير :
نه آن كه عقلشان امكان زنده شدن مردگان را درك نكند و لزوم تحقّق آن را براى اين كه هر كس به جزاى عملش برسد را نفهمند ؛ بلكه حق را هنگامى كه به آنها رسيد و روشن شد به خاطر اين كه حقپذير نبودند و عناد داشتند تكذيب كردند ، پس آنها در كارى آشفتهاند كه در دل يقين به آن دارند و بر زبان انكارش مىكنند . يا شوريده و مضطرب اند ؛ گاهى قرآن را سحر و جادو مىدانند و گاهى آن را به شعر و گاهى به افسانه نسبت مىدهند و پيامبر صلى الله عليه و آله را گاهى ساحر و گاهى افترا زننده و گاهى ديوانه مىخوانند و در گفتار خود تعقّل نمىكنند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 484
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٨٤