[ باور ، تحيّر و اضطراب كافران ]
( آيهء 2 و 3 ) ( بَلْ عَجِبُواْ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٌ مّنْهُمْ فَقَالَ الْكفِرُونَ هذَا شَىْءٌ عَجِيبٌ * أَءِذَا مِتْنَا وَ كُنَّا تُرَابًا ذَ لِكَ رَجْعُ بَعِيدٌ )
اعراب :
قبل از إذا جملهء « أنُبعَثُ » مقدّر است .
تفسير :
آنها ( يعنى كافران و معاندان ) نه فقط پيامبرى پيامبر اسلام را نپذيرفتند ؛ بلكه از اين كه بيمدهندهاى از جنس خودشان كه نه از فرشتگان است و نه از جن براى آنها آمده تعجب كردند ! پس گفتند : اين چيز عجيبى است كه از ميان ما كسى كه از جنس ماست به پيامبرى براى ما مبعوث شده باشد !
آيا آن گاه كه مرديم و خاك شديم دوباره زنده و برانگيخته مىشويم اين بازگشت روح به بدن و زنده شدن آن پس از مرگ ، دور از تجربه تاريخ و درك عقل است و چگونه اجزاى متلاشى شده و مخلوط به يكديگر از هم جدا و با هم جمع مىشوند تا بدن دوباره تشكيل شود ؟ !
( آيهء 4 ) ( قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَ عِندَنَا كِتبٌ حَفِيظُ )
تفسير :
پاسخ آن سؤال اين است كه زنده شدن مردگان هيچ بُعدى ندارد و نبايد استبعاد شود ؛ زيرا مسلَّماً آنچه را كه اين زمين از جمعيت آنها كم مىكند و خاك قبر از جسد آنها مىكاهد ما از ازل دانستهايم و در نزد ما كتابى است ( به نام لوح محفوظ ) كه حوادث جهان