تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
ناهيا گفتند : يا رسول اللَّه ، شاعر چنين گفته : « كفى الشيب و الإسلام للمرءِ ناهيا » حضرت فرمود : شعر خواندن كار من نيست . و ايضاً بيتى از بنى قيس را به اين طريق خواند :
« ستُبدِى لك الأيّامُ ما كنت جاهلا * و يأتيك من لم تزوّد بالأخبار » .
گفتند : شاعر گفته : « ويأتيك بالأخبار من لم تزوّد » . حضرت فرمود : من شاعر نيستم . « 1 » البته بزرگان فقها و دانشمندان با استناد به قرائنى اشعار حكمت‌آميز و نصايح و مدايح آل محمّد عليهم السلام را استثنا كرده ؛ بلكه به سرودن مدايح اهل بيت تشويق و تحريص فرموده‌اند . ( آيه 70 ) ( لّيُنذِرَ مَن كَانَ حَيًّا وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكفِرِينَ ) تفسير : آنچه ما نازل كرده‌ايم قرآن مبين است تا پيامبر صلى الله عليه و آله به وسيلهء آن كسانى را كه زنده‌دل و مؤمن هستند و وجدانشان آمادهء پذيرش حق است بيم دهد ، و سخن خدا و وعدهء جهنّم و عذاب دربارهء كافران كه حق را نمىپذيرند محقّق شود . از آيهء شريفه برمىآيد كه كافر حكم مرده را دارد ! به جهت اين كه در آيات ظاهره و حجج بينه تفكّر و تأمّل نمىكند و از آنها منتفع نمىشود همانطور كه مرده از انذار و تذكّر سود نمىبرد . و تخصيص مؤمنان به انذار به جهت انتفاع ايشان است به آن ، پس گوييا قرآن ترسانندهء مؤمنان است نه غير ايشان . و از حضرت امير المؤمنين عليه السلام روايت شده است كه : مراد از حيات در اين مقام عقل است « 2 » ؛ يعنى قرآن ترسانندهء عاقل است كه عقلش مغلوب هواى نفس نباشد و تفهُّم و تدبّر بنمايد .
هامش
( 1 ) . به تفسير نور الثقلين ، ج 4 ، ص 393 ، و مجمع البيان ، ج 4 ، ص 432 و منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 497 رجوع شود . ( 2 ) . مجمع البيان ، ج 4 ، ص 432 .