تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
2 - خداى تعالى در آنها ايجاد كلام فرمايد . 3 - نسبت تكلم به ايشان مَجاز است ، و منظور اين است كه آثار معاصى را در ايشان ظاهر سازند كه دلالت بر افعال قبيحهء ايشان نمايد . ابو سعيد خدرى از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله روايت نموده كه چون روز قيامت شود خداى تعالى بر كافران علامتى پديد آورد تا مردمان بدانند ايشان گناهكارند ، و چون با وجود اين علامت انكار آن را نمايند ، ملائكه بر آنها گواهى دهند ؛ و چون در انكار اصرار ورزند ، پيغمبران بر ايشان گواهى دهند ؛ و چون باز انكار كنند ، بفرمايد تا همسايگان بر آنها گواهى دهند ؛ و چون در انكار راسخ شوند ، حق تعالى اعضاى آنها را ناطق سازد تا بر آنها گواهى دهند . « 1 » و نزد بعضى از مفسّران همچنان كه جوارح كافران بر افعال بد ايشان گواهى دهند ، اعضاى مؤمنان بر طاعت ايشان شهادت دهند . « 2 » ( آيه 66 ) ( وَ لَوْ نَشَآءُ لَطَمَسْنَا عَلَى أَعْيُنِهِمْ فَاسْتَبَقُواْ الصّرَ طَ فَأَنَّى يُبْصِرُونَ ) لغت : طمس يعنى محو كردن . تفسير : بعد از آن در مقام تهديد مخالفان و معاندان فرمايد : و اگر بخواهيم ، چشمان آنها ( مشركان ) را به كلّى محو و نابود مىكنيم به طورى كه اثر چشم در صورتشان نباشد ، پس راهى را كه به رفتن آن عادت دارند طلب مىكنند ؛ اما كجا مىتوانند راه را ببينند و پيدا
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 493 - 494 . ( 2 ) . همان .