و شر از او صادر مىگردد و چنانچه متنبّه نشود ، همواره در تاريكى زائد تا به مرتبهاى كه سياه شده بماند ، در اين حال از ادراك حق و صلاح دين كور و كر گردد و به امر آخرت سستى نمايد و دنيا را بزرگ شمارد در نتيجه مواعظ و يادآورىها در او تأثير ننموده به سوء اختيار خود به گمراهى و كفر باقى باشد كه از آن به ختم و طبع و قفل تعبير شود .
[ نقش شيطان در ارتدادها ]
( آيهء 25 ) ( إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّواْ عَلَى أَدْبرِهِم مّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطنُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلَى لَهُمْ )
لغت :
ارتداد به معنى بازگشتن ، و سَوَّل فعل ماضى از باب تفعيل ، و تسويل يعنى زينت دادن .
و أملى فعل ماضى از باب إفعال ، و إملاء در اين جا به معنى مشغول كردن به آرزوها و به اين سبب به تأخير انداختن قبول هدايت است .
تفسير :
شأن نزول : يهود ، صفات پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله را در تورات خوانده و صحّت نبوّت او را دانسته و آن را بسيار مىگفتند و از ظهور او خبر مىدادند . چون آن حضرت مبعوث شد و به مدينه تشريف آورد ، از او برگشتند و منكر پيامبرى آن حضرت شدند ، آيهء شريفه نازل شد :
همانا كسانى از اهل كتاب كه پس از آن كه راه هدايت بر آنهاروشن شده به پشت سر خود برگشتهاند - يعنى در عقايد سابق خود ماندهاند - شيطان باطلها و گناهان را در نظر آنها آرايش نموده و آنها را در آرزوىهاى دور و دراز افكنده است .
تبصره : چون در آيات قرآنى اعتبار به عموم لفظ است نه به خصوص مورد نزول ، پس شامل مىشود كسانى را هم كه بعد از آمدن اسلام و ظاهر شدن حق ، به تسويلات شيطانيه