لغت :
الأثيم يعنى گناهكار يا بسيار گناهكار ، از مادهء إثم به معنى گناه است . مهل مس گداخته شده و مانند آن . غَلْى جوشيدن حميم آب جوش .
تفسير :
بى ترديد درخت زقّوم كه در ته جهنّم مىرويد و شاخههايش به همهء طبقات مىرسد ، خوراك فرد گنه پيشه ( كافر معاند ) است و مانند مس گداخته است كه در شكم آنان مىجوشد ، مانند جوشيدن آبجوشان كه از شدّت حرارت امعاء و احشاء را پارهپاره مىكند .
( آيهء 47 - 50 ) ( خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلَى سَوَآءِ الْجَحِيمِ * ثُمَّ صُبُّواْ فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذَابِ الْحَمِيمِ * ذُقْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ * إِنَّ هذَا مَا كُنتُم بِهِ تَمْتَرُونَ )
لغت و اعراب :
مصدر اعتلوا اعتلاء به معنى افكندن و پرتاب كردن . سواء به معنى وسط . قبل از ذق « قيل له » و مانند آن در تقدير است ، و ذق فعل امر از مادهء ذاق و مصدر آن « ذوق » به معنى چشيدن است . مصدر تمترون امتراء به معنى شك و ترديد داشتن .
تفسير :
او ( كافر معاند ) را بگيريد و به قهر و اجبار به ميان جهنّم كشيد .
سپس از فرق سرش آب جوشان كه سراپا عذاب و شكنجه است بريزيد .
تا تمام ظاهر بدن او گداخته شود چنانچه باطن او از زقّوم گداخته شود .
سپس بر سبيل استهزا به او گفته شود يا به او بگوييد : بچش و بكش اين عذاب را كه حقّاً تو همان قدرتمند گرامى هستى !
تفسير روان (فارسى) — صفحة 373
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٧٣