تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
تنبيه : در آيهء شريفه اشاراتى است : 1 - آن كه به حكمت بالغه و مصلحت تامه ، درجات اشخاص را براى تنظيم امور جامعهء بشريت به تفاوت مقرّر ساخته ، و اين لطفى است از جانب خداوند سبحان بر بندگان . 2 - آگاهى به پستى دنيا و حقارت عوارض آن از مال و منال و جاه و جلال در پيشگاه الهى كه هيچ قدر و منزلتى ندارد ، و لذا اگر كراهت آن نبود كه مردم به طلب دنيا مشغول و از اطاعت و عبادت او باز مانند ، تمام خانه‌هاى كفّار و آرايشات آنها را نقره و طلاى سرخ مىنمود و جاه و جلال دنيوى آنها را به نهايت مىرساند . 3 - حق سبحانه و تعالى ، متصدى امرى نمىشود كه موجب مفسده و مؤدى كفر گردد ، پس به طريق اولى اراده‌كنندهء آن نخواهد بود ؛ زيرا قبيح است و صدور آن از خداوند محال است .

[ شيطانى اغواگر براى هر غافل از خدا ]

( آيهء 36 - 37 ) ( وَ مَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيّضْ لَهُ شَيْطنًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ * وَ إِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ) لغت : يعش فعل مضارع و اصل آن « يعشو » مىباشد . مصدر آن عَشو به معنى اعراض و روگرداندن است . نقيّض فعل مضارع از باب تفعيل ، و مصدر آن تقييض به معنى آماده كردن و مهيّا كردن است . تفسير : ياد خداى ر حمان موجب مىشود كه انسان ، مشمول رحمت او شده و شيطان از او دور باشد و هر كس از ياد خداى رحمان در اثر اشتغال به شهوات چشم بپوشد و كور دل شود يا