تنبيه : در آيهء شريفه اشاراتى است :
1 - آن كه به حكمت بالغه و مصلحت تامه ، درجات اشخاص را براى تنظيم امور جامعهء بشريت به تفاوت مقرّر ساخته ، و اين لطفى است از جانب خداوند سبحان بر بندگان .
2 - آگاهى به پستى دنيا و حقارت عوارض آن از مال و منال و جاه و جلال در پيشگاه الهى كه هيچ قدر و منزلتى ندارد ، و لذا اگر كراهت آن نبود كه مردم به طلب دنيا مشغول و از اطاعت و عبادت او باز مانند ، تمام خانههاى كفّار و آرايشات آنها را نقره و طلاى سرخ مىنمود و جاه و جلال دنيوى آنها را به نهايت مىرساند .
3 - حق سبحانه و تعالى ، متصدى امرى نمىشود كه موجب مفسده و مؤدى كفر گردد ، پس به طريق اولى ارادهكنندهء آن نخواهد بود ؛ زيرا قبيح است و صدور آن از خداوند محال است .
[ شيطانى اغواگر براى هر غافل از خدا ]
( آيهء 36 - 37 ) ( وَ مَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيّضْ لَهُ شَيْطنًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ * وَ إِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ )
لغت :
يعش فعل مضارع و اصل آن « يعشو » مىباشد . مصدر آن عَشو به معنى اعراض و روگرداندن است . نقيّض فعل مضارع از باب تفعيل ، و مصدر آن تقييض به معنى آماده كردن و مهيّا كردن است .
تفسير :
ياد خداى ر حمان موجب مىشود كه انسان ، مشمول رحمت او شده و شيطان از او دور باشد و هر كس از ياد خداى رحمان در اثر اشتغال به شهوات چشم بپوشد و كور دل شود يا